besetters

[ایالات متحده]/bɪˈsɛtərz/
[بریتانیا]/biˈsɛtərz/

ترجمه

n. جمع اسم beset. کسانی که کسی یا چیزی را احاطه یا حمله می‌کنند.

عبارات و ترکیب‌ها

besetters of peace

به‌وجودآورندگان صلح

surrounded by besetters

احاطه شده توسط به‌وجودآورندگان

جملات نمونه

the besetters of the project raised multiple concerns.

نگرانی‌های متعددی توسط افرادی که پروژه را به چالش می‌کشیدند مطرح شد.

she felt overwhelmed by the besetters of her past.

او احساس می‌کرد که توسط چالش‌های گذشته‌اش درهم شکسته است.

the besetters of his mind made it hard to focus.

چالش‌های ذهنی او باعث می‌شد تمرکز کردن برایش دشوار باشد.

they had to deal with the besetters of their reputation.

آنها باید با چالش‌های مربوط به شهرتشان مقابله می‌کردند.

besetters often create obstacles to success.

افرادی که پروژه را به چالش می‌کشند اغلب موانعی برای موفقیت ایجاد می‌کنند.

the besetters of the team included financial issues.

چالش‌های تیم شامل مشکلات مالی بود.

he tried to ignore the besetters of his insecurities.

او سعی کرد چالش‌های ناشی از ناامنی‌های خود را نادیده بگیرد.

the besetters of the community needed to be addressed.

چالش‌های جامعه باید مورد توجه قرار می‌گرفتند.

understanding the besetters can lead to better solutions.

درک چالش‌ها می‌تواند منجر به یافتن راه حل‌های بهتر شود.

she confronted the besetters of her dreams.

او با چالش‌های مربوط به رویاهایش روبرو شد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید