better-off

[ایالات متحده]/ˌbet.ərˈɒf/
[بریتانیا]/ˌbet̬.ɚˈɔːf/

ترجمه

adj. در وضعیت بهتر یا ثروتمندتر

عبارات و ترکیب‌ها

better-off alone

به تنهایی بهتر

better-off now

اکنون بهتر

better-off without

بدون آن بهتر

are better-off

بهتر هستند

feel better-off

احساس بهتری دارند

much better-off

خیلی بهتر

better-off then

در آن زمان بهتر

being better-off

در حال بهتر بودن

were better-off

آنها بهتر بودند

better-off financially

از نظر مالی بهتر

جملات نمونه

we'd be better-off staying home tonight.

بهتر است امشب در خانه بمانیم.

are you better-off with a different job?

آیا با یک شغل متفاوت بهتر هستید؟

i think she'd be better-off without him.

فکر می‌کنم بدون او بهتر خواهد بود.

the company would be better-off with new leadership.

شرکت با رهبری جدید بهتر خواهد بود.

you'd be better-off taking the train.

بهتر است قطار را سوار شوید.

they'd be better-off saving their money.

بهتر است پول خود را پس انداز کنند.

i'm better-off working from home these days.

این روزها بهتر است از خانه کار کنم.

he'd be better-off listening to my advice.

بهتر است به نصیحت من گوش کند.

we'd be better-off starting over.

بهتر است دوباره شروع کنیم.

she's better-off without all the drama.

بدون تمام این در و دورها بهتر است.

you'd be better-off investing in real estate.

بهتر است در املاک و مستغلات سرمایه گذاری کنید.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید