favorable conditions
شرایط مطلوب
favorable outcome
نتیجه مطلوب
favorable terms
شرایط مطلوب
favorable impression
نگاه مثبت
favorable review
بررسی مثبت
favorable weather
آب و هوای مطلوب
favorable climate
آب و هوای مطلوب
favorable response
پاسخ مثبت
favorable position
موقعیت مطلوب
favorable market
بازار مطلوب
the weather is favorable for outdoor activities.
شرایط آب و هوا برای فعالیت های فضای باز مناسب است.
she received a favorable response to her proposal.
او پاسخی مثبت به پیشنهاد خود دریافت کرد.
investors are looking for favorable market conditions.
سرمایه گذاران به دنبال شرایط بازار مساعد هستند.
the team had a favorable chance of winning the game.
تیم شانس خوبی برای بردن بازی داشت.
his favorable reputation helped him secure the job.
شهرت خوب او به او کمک کرد تا شغل را بدست آورد.
the study showed favorable results for the new treatment.
مطالعه نتایج مثبتی برای درمان جدید نشان داد.
they negotiated a favorable deal with the supplier.
آنها با تأمین کننده معامله ای مناسب مذاکره کردند.
favorable reviews can boost a product's sales.
نظرات مثبت می تواند باعث افزایش فروش محصول شود.
the conditions were favorable for the experiment.
شرایط برای آزمایش مناسب بود.
she is known for her favorable attitude towards challenges.
او به داشتن نگرش مثبت نسبت به چالش ها معروف است.
favorable conditions
شرایط مطلوب
favorable outcome
نتیجه مطلوب
favorable terms
شرایط مطلوب
favorable impression
نگاه مثبت
favorable review
بررسی مثبت
favorable weather
آب و هوای مطلوب
favorable climate
آب و هوای مطلوب
favorable response
پاسخ مثبت
favorable position
موقعیت مطلوب
favorable market
بازار مطلوب
the weather is favorable for outdoor activities.
شرایط آب و هوا برای فعالیت های فضای باز مناسب است.
she received a favorable response to her proposal.
او پاسخی مثبت به پیشنهاد خود دریافت کرد.
investors are looking for favorable market conditions.
سرمایه گذاران به دنبال شرایط بازار مساعد هستند.
the team had a favorable chance of winning the game.
تیم شانس خوبی برای بردن بازی داشت.
his favorable reputation helped him secure the job.
شهرت خوب او به او کمک کرد تا شغل را بدست آورد.
the study showed favorable results for the new treatment.
مطالعه نتایج مثبتی برای درمان جدید نشان داد.
they negotiated a favorable deal with the supplier.
آنها با تأمین کننده معامله ای مناسب مذاکره کردند.
favorable reviews can boost a product's sales.
نظرات مثبت می تواند باعث افزایش فروش محصول شود.
the conditions were favorable for the experiment.
شرایط برای آزمایش مناسب بود.
she is known for her favorable attitude towards challenges.
او به داشتن نگرش مثبت نسبت به چالش ها معروف است.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید