favorable

[ایالات متحده]/ˈfeɪvərəbl/
[بریتانیا]/ˈfeɪvərəbəl/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. ابراز تأیید یا حمایت; مفید یا سودمند; خوشایند یا دلپذیر

عبارات و ترکیب‌ها

favorable conditions

شرایط مطلوب

favorable outcome

نتیجه مطلوب

favorable terms

شرایط مطلوب

favorable impression

نگاه مثبت

favorable review

بررسی مثبت

favorable weather

آب و هوای مطلوب

favorable climate

آب و هوای مطلوب

favorable response

پاسخ مثبت

favorable position

موقعیت مطلوب

favorable market

بازار مطلوب

جملات نمونه

the weather is favorable for outdoor activities.

شرایط آب و هوا برای فعالیت های فضای باز مناسب است.

she received a favorable response to her proposal.

او پاسخی مثبت به پیشنهاد خود دریافت کرد.

investors are looking for favorable market conditions.

سرمایه گذاران به دنبال شرایط بازار مساعد هستند.

the team had a favorable chance of winning the game.

تیم شانس خوبی برای بردن بازی داشت.

his favorable reputation helped him secure the job.

شهرت خوب او به او کمک کرد تا شغل را بدست آورد.

the study showed favorable results for the new treatment.

مطالعه نتایج مثبتی برای درمان جدید نشان داد.

they negotiated a favorable deal with the supplier.

آنها با تأمین کننده معامله ای مناسب مذاکره کردند.

favorable reviews can boost a product's sales.

نظرات مثبت می تواند باعث افزایش فروش محصول شود.

the conditions were favorable for the experiment.

شرایط برای آزمایش مناسب بود.

she is known for her favorable attitude towards challenges.

او به داشتن نگرش مثبت نسبت به چالش ها معروف است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید