bibliothecary

[ایالات متحده]/ˌbɪblɪəˈθɛəri/
[بریتانیا]/ˌbɪbliˈoʊθɛri/

ترجمه

n. فردی که در یک کتابخانه کار می‌کند، به‌ویژه کسی که مسئول فهرست‌نویسی و سازماندهی کتاب‌ها است.

عبارات و ترکیب‌ها

bibliothecary assistant

دستیار کتابدار

visit the bibliothecary

از کتابدار دیدن کنید

the knowledgeable bibliothecary

کتابدار آگاه

a dedicated bibliothecary

یک کتابدار متعهد

a welcoming bibliothecary

یک کتابدار خوشایند

جملات نمونه

the bibliothecary organized the rare book collection.

کتابدار مجموعه کتاب‌های کمیاب را سازماندهی کرد.

as a bibliothecary, she helps patrons find resources.

به عنوان یک کتابدار، او به خوانندگان کمک می‌کند تا منابع را پیدا کنند.

the bibliothecary recommended a great novel.

کتابدار یک رمان عالی را توصیه کرد.

he studied to become a bibliothecary in college.

او برای تبدیل شدن به یک کتابدار در دانشگاه تحصیل کرد.

the bibliothecary provided guidance on research methods.

کتابدار راهنمایی در مورد روش‌های تحقیق ارائه داد.

the bibliothecary hosted a workshop on literature.

کتابدار یک کارگاه در مورد ادبیات برگزار کرد.

she consulted the bibliothecary for historical references.

او برای ارجاع‌های تاریخی با کتابدار مشورت کرد.

the bibliothecary's knowledge of genres is impressive.

دانش کتابدار در مورد ژانرها بسیار چشمگیر است.

working as a bibliothecary can be very rewarding.

کار کردن به عنوان یک کتابدار می‌تواند بسیار سودآور باشد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید