billed

[ایالات متحده]/bɪld/
[بریتانیا]/bɪld/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

vpast زمان گذشته و قسمت گذشته 'bill'

عبارات و ترکیب‌ها

billed amount

مبلغ صورتحساب

be billed for

برای صدور صورت‌حساب

bill him/her

صورت‌حساب او را پرداخت کنید

billed to customer

صرفاً به مشتری

get billed monthly

ماهانه صورت‌حساب دریافت کنید

billed services

خدمات صورت‌حساب شده

bill for goods/services

صورت‌حساب برای کالاها/خدمات

billed invoice

صورت‌حساب پرداخت شده

bill amount due

مبلغ قابل پرداخت

جملات نمونه

the service was billed to my credit card.

هزینه خدمات به کارت اعتباری من فاکتور شد.

she was billed for the extra hours worked.

او برای ساعات اضافه کاری فاکتور شد.

they billed me for the repairs last month.

ماه گذشته برای تعمیرات از من فاکتور گرفتند.

he was billed twice for the same item.

او دوبار برای همان مورد فاکتور شد.

all expenses will be billed to the company account.

تمام هزینه ها به حساب شرکت فاکتور خواهد شد.

customers are billed at the end of each month.

مشتریان در پایان هر ماه فاکتور می شوند.

make sure to check the itemized bill when you are billed.

مطمئن شوید هنگام فاکتور شدن، فاکتور تفصیلی را بررسی کنید.

he was shocked by how much he was billed for the dinner.

او از اینکه چقدر برای شام فاکتور گرفته بودند، شوکه شد.

they billed the insurance company directly for the treatment.

آنها به طور مستقیم برای درمان از شرکت بیمه فاکتور گرفتند.

she prefers to be billed electronically.

او ترجیح می دهد به صورت الکترونیکی فاکتور شود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید