i finally met my biological father after searching for twenty years.
پس از دههای جستجو، در نهایت با پدر زیستیام ملاقات کردم.
her biological father abandoned her when she was a baby.
پدر زیستیاش وقتی که او کودک بود، او را ترک کرد.
he wanted to know more about his biological father who died before he was born.
او میخواست بیشتر دربارهی پدر زیستیاش که قبل از تولدش درگذشته بود، بداند.
the dna test confirmed that he is my biological father.
آزمایش DNA تأیید کرد که او پدر زیستی من است.
she struggled with feelings of rejection from her biological father.
او با احساساتی از رد شدن از سوی پدر زیستیاش مبارزه میکرد.
my biological father figure taught me more than my real dad ever did.
شخصیت پدر زیستی من به من چیزهای بیشتری آموخت که پدر واقعی من هرگز نکرد.
they are searching for their biological father through a genealogy website.
آنها از طریق یک وبسایت نسبشناسی به دنبال پدر زیستیشان هستند.
the unknown biological father left no trace when he left the hospital.
پدر زیستی ناشناختهای هیچ گونه ردی از خود زمانی که از بیمارستان رفت، گذاشته نبود.
he fought for legal rights to see his biological father.
او برای داشتن حقوق قانونی برای دیدن پدر زیستیاش مبارزه کرد.
after thirty years, she finally had a reunion with her biological father.
پس از سی سال، او در نهایت با پدر زیستیاش دوباره ملاقات کرد.
she reached out to her biological father through a private investigator.
او از طریق یک پزشک خصوصی به پدر زیستیاش پیوست.
understanding why my biological father left has helped me heal.
فهمیدن دلیلی که پدر زیستی من چرا رفت، به من کمک کرد تا بهبود یابم.
i finally met my biological father after searching for twenty years.
پس از دههای جستجو، در نهایت با پدر زیستیام ملاقات کردم.
her biological father abandoned her when she was a baby.
پدر زیستیاش وقتی که او کودک بود، او را ترک کرد.
he wanted to know more about his biological father who died before he was born.
او میخواست بیشتر دربارهی پدر زیستیاش که قبل از تولدش درگذشته بود، بداند.
the dna test confirmed that he is my biological father.
آزمایش DNA تأیید کرد که او پدر زیستی من است.
she struggled with feelings of rejection from her biological father.
او با احساساتی از رد شدن از سوی پدر زیستیاش مبارزه میکرد.
my biological father figure taught me more than my real dad ever did.
شخصیت پدر زیستی من به من چیزهای بیشتری آموخت که پدر واقعی من هرگز نکرد.
they are searching for their biological father through a genealogy website.
آنها از طریق یک وبسایت نسبشناسی به دنبال پدر زیستیشان هستند.
the unknown biological father left no trace when he left the hospital.
پدر زیستی ناشناختهای هیچ گونه ردی از خود زمانی که از بیمارستان رفت، گذاشته نبود.
he fought for legal rights to see his biological father.
او برای داشتن حقوق قانونی برای دیدن پدر زیستیاش مبارزه کرد.
after thirty years, she finally had a reunion with her biological father.
پس از سی سال، او در نهایت با پدر زیستیاش دوباره ملاقات کرد.
she reached out to her biological father through a private investigator.
او از طریق یک پزشک خصوصی به پدر زیستیاش پیوست.
understanding why my biological father left has helped me heal.
فهمیدن دلیلی که پدر زیستی من چرا رفت، به من کمک کرد تا بهبود یابم.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید