birdcages

[ایالات متحده]/bɜːrdˈk eidʒɪz/
[بریتانیا]/bɜːrdˈkeɪdʒiz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. جمع قفس پرنده؛ قفسی برای نگهداری پرندگان در اسارت؛ چیزی به شکل قفس پرنده؛ مکانی که به قفس پرنده شباهت دارد، مانند زندان.

عبارات و ترکیب‌ها

birdcages of fear

قفس‌های ترس

live in birdcages

در قفس‌ها زندگی می‌کنند

جملات نمونه

birdcages can be made from various materials.

قفس‌های پرندگان را می‌توان از مواد مختلف ساخت.

she decorates her birdcages with colorful accessories.

او قفس‌های پرندگانش را با لوازم جانبی رنگارنگ تزئین می‌کند.

many people keep birds in birdcages at home.

بسیاری از مردم پرندگان را در قفس در خانه نگهداری می‌کنند.

birdcages should be cleaned regularly to ensure the birds' health.

برای اطمینان از سلامت پرندگان، قفس‌های پرندگان باید به طور منظم تمیز شوند.

he built a large birdcage for his pet parrot.

او یک قفس پرنده بزرگ برای طوطوی خانگی‌اش ساخت.

birdcages come in different shapes and sizes.

قفس‌های پرندگان در شکل‌ها و اندازه‌های مختلف وجود دارند.

she loves to paint her birdcages in bright colors.

او عاشق نقاشی قفس‌های پرندگانش با رنگ‌های روشن است.

birdcages provide a safe environment for pet birds.

قفس‌های پرندگان محیطی امن برای پرندگان خانگی فراهم می‌کنند.

he often visits the pet store to buy birdcages.

او اغلب برای خرید قفس پرنده به مغازه حیوانات خانگی سر می‌زند.

birdcages can be a beautiful addition to home decor.

قفس‌های پرندگان می‌توانند یک افزودنی زیبا به دکوراسیون منزل باشند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید