bistros

[ایالات متحده]/ˈbɪstrəʊz/
[بریتانیا]/ˈbɪstrouz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. رستوران‌ها یا بارهای کوچک، به ویژه در فرانسه

عبارات و ترکیب‌ها

visit local bistros

بازدید از رستوران‌های محلی

explore charming bistros

کاوش در رستوران‌های جذاب

discover hidden bistros

کشف رستوران‌های پنهان

جملات نمونه

bistros are known for their cozy atmosphere.

بistroها به خاطر فضای دنج خود مشهور هستند.

many bistros offer a variety of local dishes.

بسیاری از bistroها انواع غذاهای محلی را ارائه می دهند.

we decided to meet at a bistro downtown.

ما تصمیم گرفتیم در یک bistro در مرکز شهر ملاقات کنیم.

bistros often have outdoor seating during summer.

بistroها اغلب در تابستان فضای نشیمن در فضای باز دارند.

the bistro's menu changes with the seasons.

منوی bistro با فصل ها تغییر می کند.

she loves to try different bistros when traveling.

او عاشق امتحان کردن bistroهای مختلف در هنگام سفر است.

bistros are perfect for casual dining with friends.

bistroها برای صرف غذاهای غیررسمی با دوستان عالی هستند.

he works as a chef in a local bistro.

او به عنوان سرآشپز در یک bistro محلی کار می کند.

they often host live music events at the bistro.

آنها اغلب رویدادهای موسیقی زنده را در bistro برگزار می کنند.

we enjoyed a lovely evening at the bistro.

ما یک شام دلپذیر در bistro داشتیم.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید