biteable surface
سطح قابل گویش
easily biteable
قابل گویش
biteable treat
مورد قابل گویش
biteable food
غذای قابل گویش
being biteable
بودن قابل گویش
biteable texture
میزان قابل گویش
quite biteable
بسیار قابل گویش
biteable piece
شیء قابل گویش
the data was highly biteable, allowing for quick analysis.
دادهها بهطور قابل توجهی قابل پردازش بودند و امکان تحلیل سریع را فراهم میکردند.
this new software offers biteable modules for various tasks.
این نرمافزار جدید ماژولهای قابل پردازش را برای وظایف مختلف ارائه میدهد.
the project scope was initially biteable, but grew significantly.
محدوده پروژه در ابتدا قابل پردازش بود، اما بهطور قابل توجهی افزایش یافت.
we needed a biteable problem to tackle during the workshop.
ما نیاز داشتیم به یک مسئله قابل پردازش برای حل کردن در طول کارگاه.
the training material was designed to be easily biteable.
محتوای آموزشی بهطوری طراحی شد که بهراحتی قابل پردازش باشد.
the report contained biteable sections for different departments.
گزارش شامل بخشهای قابل پردازش برای بخشهای مختلف بود.
the task was biteable enough for a single team to handle.
وظیفه بهطور کافی قابل پردازش بود که توسط یک تیم انجام شود.
the presentation was broken into biteable chunks of information.
این ارائه بهصورت قطعات قابل پردازشی از اطلاعات تقسیم شده بود.
the course material was biteable and accessible to beginners.
محتوای دوره قابل پردازش بود و برای مبتدیان قابل دسترس بود.
the challenge was biteable, but required careful planning.
چالش قابل پردازش بود، اما نیاز به برنامهریزی دقیق داشت.
the system provides biteable apis for developers to integrate.
این سیستم APIهای قابل پردازش را برای توسعهدهندگان ارائه میدهد تا آنها را ادغام کنند.
biteable surface
سطح قابل گویش
easily biteable
قابل گویش
biteable treat
مورد قابل گویش
biteable food
غذای قابل گویش
being biteable
بودن قابل گویش
biteable texture
میزان قابل گویش
quite biteable
بسیار قابل گویش
biteable piece
شیء قابل گویش
the data was highly biteable, allowing for quick analysis.
دادهها بهطور قابل توجهی قابل پردازش بودند و امکان تحلیل سریع را فراهم میکردند.
this new software offers biteable modules for various tasks.
این نرمافزار جدید ماژولهای قابل پردازش را برای وظایف مختلف ارائه میدهد.
the project scope was initially biteable, but grew significantly.
محدوده پروژه در ابتدا قابل پردازش بود، اما بهطور قابل توجهی افزایش یافت.
we needed a biteable problem to tackle during the workshop.
ما نیاز داشتیم به یک مسئله قابل پردازش برای حل کردن در طول کارگاه.
the training material was designed to be easily biteable.
محتوای آموزشی بهطوری طراحی شد که بهراحتی قابل پردازش باشد.
the report contained biteable sections for different departments.
گزارش شامل بخشهای قابل پردازش برای بخشهای مختلف بود.
the task was biteable enough for a single team to handle.
وظیفه بهطور کافی قابل پردازش بود که توسط یک تیم انجام شود.
the presentation was broken into biteable chunks of information.
این ارائه بهصورت قطعات قابل پردازشی از اطلاعات تقسیم شده بود.
the course material was biteable and accessible to beginners.
محتوای دوره قابل پردازش بود و برای مبتدیان قابل دسترس بود.
the challenge was biteable, but required careful planning.
چالش قابل پردازش بود، اما نیاز به برنامهریزی دقیق داشت.
the system provides biteable apis for developers to integrate.
این سیستم APIهای قابل پردازش را برای توسعهدهندگان ارائه میدهد تا آنها را ادغام کنند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید