blackens

[ایالات متحده]/ˈblækənz/
[بریتانیا]/ˈblækən z/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. چیزی را سیاه یا تیره‌تر کردن.; چیزی را کم‌نور یا کمتر روشن کردن.; آسیب رساندن به شهرت کسی با پخش اطلاعات نادرست در مورد او.

عبارات و ترکیب‌ها

blackens the heart

سیاهی قلب

blackens his name

نام او را سیاه می‌کند

blackens his reputation

اعتبار او را سیاه می‌کند

blackens their future

آینده آنها را سیاه می‌کند

جملات نمونه

the smoke blackens the walls of the old house.

دود، دیوارهاى خانه قدیمی را سیاه می‌کند.

the sun blackens the surface of the pavement.

آفتاب سطح پیاده رو را سیاه می‌کند.

overcooking the meat blackens its exterior.

پخت بیش از حد گوشت، نمای بیرونی آن را سیاه می‌کند.

the fire blackens the trees in the forest.

آتش درختان را در جنگل سیاه می‌کند.

pollution blackens the skies over the city.

آلودگی آسمان را بالای شهر سیاه می‌کند.

the artist's charcoal blackens the canvas.

خارپشت هنرمند بوم نقاشی را سیاه می‌کند.

time blackens the memories of the past.

زمان خاطرات گذشته را سیاه می‌کند.

the oil spill blackens the ocean's surface.

نشت نفت سطح اقیانوس را سیاه می‌کند.

rust blackens the metal over time.

زنگ زدگی فلز را در طول زمان سیاه می‌کند.

the ink blackens the pages of the book.

جوهر صفحات کتاب را سیاه می‌کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید