whitens teeth
لبها را سفید میکند
whitens skin
پوست را سفید میکند
whitens clothes
لباسها را سفید میکند
whitens fabric
پارچه را سفید میکند
whitens paper
کاغذ را سفید میکند
whitens nails
ناخنها را سفید میکند
whitens surfaces
سطوح را سفید میکند
whitens complexion
چهره را سفید میکند
whitens grout
درزها را سفید میکند
whitens hair
موها را سفید میکند
she uses a special cream that whitens her skin.
او از یک کرم خاص استفاده میکند که پوستش را روشن میکند.
this toothpaste whitens teeth effectively.
این خمیر دندان به طور موثر دندانها را سفید میکند.
the new laundry detergent whitens whites.
این مواد شوینده جدید لباسهای سفید را سفید میکند.
he believes that meditation whitens the soul.
او معتقد است که مراقبه روح را روشن میکند.
using lemon juice whitens the skin naturally.
استفاده از آب لیمو به طور طبیعی پوست را روشن میکند.
this treatment whitens dark spots on the face.
این درمان لکههای تیره روی صورت را از بین میبرد.
she wants a product that whitens her nails.
او میخواهد محصولی که ناخنهایش را روشن کند.
regular use of this mask whitens the complexion.
استفاده منظم از این ماسک، رنگ پوست را روشن میکند.
the artist's use of white paint whitens the canvas.
استفاده نقاش از رنگ سفید، بوم را روشن میکند.
some people believe that yoga whitens the mind.
برخی افراد معتقدند که یوگا ذهن را روشن میکند.
whitens teeth
لبها را سفید میکند
whitens skin
پوست را سفید میکند
whitens clothes
لباسها را سفید میکند
whitens fabric
پارچه را سفید میکند
whitens paper
کاغذ را سفید میکند
whitens nails
ناخنها را سفید میکند
whitens surfaces
سطوح را سفید میکند
whitens complexion
چهره را سفید میکند
whitens grout
درزها را سفید میکند
whitens hair
موها را سفید میکند
she uses a special cream that whitens her skin.
او از یک کرم خاص استفاده میکند که پوستش را روشن میکند.
this toothpaste whitens teeth effectively.
این خمیر دندان به طور موثر دندانها را سفید میکند.
the new laundry detergent whitens whites.
این مواد شوینده جدید لباسهای سفید را سفید میکند.
he believes that meditation whitens the soul.
او معتقد است که مراقبه روح را روشن میکند.
using lemon juice whitens the skin naturally.
استفاده از آب لیمو به طور طبیعی پوست را روشن میکند.
this treatment whitens dark spots on the face.
این درمان لکههای تیره روی صورت را از بین میبرد.
she wants a product that whitens her nails.
او میخواهد محصولی که ناخنهایش را روشن کند.
regular use of this mask whitens the complexion.
استفاده منظم از این ماسک، رنگ پوست را روشن میکند.
the artist's use of white paint whitens the canvas.
استفاده نقاش از رنگ سفید، بوم را روشن میکند.
some people believe that yoga whitens the mind.
برخی افراد معتقدند که یوگا ذهن را روشن میکند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید