blackest

[ایالات متحده]/[ˈblæ.kɪst]/
[بریتانیا]/[ˈblæk.ɪst]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. سیاه‌ترین؛ بسیار تاریک یا افسرده
adv. به حداکثر درجه؛ کاملاً

عبارات و ترکیب‌ها

blackest night

تاریک‌ترین شب

blackest ink

تاریک‌ترین مداد

blackest heart

تاریک‌ترین قلب

blackest eyes

تاریک‌ترین چشمان

blackest shadow

تاریک‌ترین سایه

blackest velvet

تاریک‌ترین پارچه گوشه‌ای

blackest humor

تاریک‌ترین شوخی

blackest moment

تاریک‌ترین لحظه

blackest coal

تاریک‌ترین کوره

blackest skies

تاریک‌ترین آسمان‌ها

جملات نمونه

the blackest night of my life was when i lost my dog.

تاریک‌ترین شب زندگی من وقتی بود که سگم را از دست دادم.

the blackest ink created a striking contrast on the page.

تیره‌ترین مداد یک تضاد زیبایی روی صفحه ایجاد کرد.

he described the blackest depths of the ocean as terrifying.

او تاریک‌ترین عمق‌های اقیانوس را مهلک توصیف کرد.

the blackest humor can be a coping mechanism for some.

تاریک‌ترین شوخی ممکن است برای برخی افراد یک راه‌اندازی باشد.

the blackest clouds gathered overhead, threatening rain.

تاریک‌ترین ابرها بالای سر جمع شدند و باران را تهدید کردند.

she wore a dress of the blackest velvet i had ever seen.

او یک پوشاک از گویش تاریک‌تری پوشید که تا کنون دیده بودم.

the blackest secret haunted him for years.

تاریک‌ترین راز او را به مدت سال‌ها پیروی کرد.

the blackest coffee gave him the energy he needed.

قهوه‌ای تاریک‌تر به او انرژی لازم را داد.

the blackest hole in the market was quickly filled by a new company.

تاریک‌ترین حفره در بازار به سرعت توسط یک شرکت جدید پر شد.

the blackest day in the company's history was the product recall.

تاریک‌ترین روز در تاریخ شرکت بازگشت محصول بود.

the blackest shadows stretched across the moonlit field.

سایه‌های تاریک‌تر از زمینی روشن ماه روی آن گسترش یافتند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید