blacklisted

[ایالات متحده]/blækˈlɪstəd/
[بریتانیا]/blæklɪstəd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. کسی را به فهرست افرادی که مجاز نیستند یا مورد اعتماد نیستند اضافه کردن.

عبارات و ترکیب‌ها

blacklisted email address

نشانی ایمیل مشکی

a blacklisted website

یک وب‌سایت مشکی

blacklisted phone number

شماره تلفن مشکی

جملات نمونه

the company blacklisted several vendors for unethical practices.

شرکت چندین تامین‌کننده را به دلیل رفتارهای غیراخلاقی سیاه لیست کرد.

he was blacklisted from all major airlines after the incident.

او پس از این حادثه از تمامی خطوط هوایی بزرگ سیاه لیست شد.

once blacklisted, it can be difficult to regain access.

هنگامی که سیاه لیست شد، دسترسی مجدد به دست آوردن آن می تواند دشوار باشد.

many players fear being blacklisted by the gaming community.

بسیاری از بازیکنان از سیاه لیست شدن توسط جامعه بازی می ترسند.

he found out he was blacklisted after applying for a loan.

او متوجه شد که پس از درخواست وام سیاه لیست شده است.

blacklisted individuals often struggle to find employment.

افراد سیاه لیست شده اغلب برای یافتن شغل تلاش می کنند.

the organization keeps a list of blacklisted companies.

سازمان فهرستی از شرکت های سیاه لیست شده را نگه می دارد.

being blacklisted can have long-term consequences for a business.

سیاه لیست شدن می تواند عواقب بلندمدتی برای یک کسب و کار داشته باشد.

she was shocked to discover she had been blacklisted.

او از اینکه متوجه شد سیاه لیست شده است شوکه شد.

they are working to remove their name from the blacklisted list.

آنها در تلاشند تا نام خود را از لیست سیاه لیست شده حذف کنند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید