banned

[ایالات متحده]/bænd/
[بریتانیا]/bænd/

ترجمه

v.past participle of ban; to prohibit or forbid; to officially prohibit someone from doing something or going somewhere; to seize or shut down
v.past participle of ban; به منع کردن؛ ممنوع کردن؛ به طور رسمی از انجام کاری یا رفتن به جایی منع کردن؛ ضبط کردن یا بستن

عبارات و ترکیب‌ها

banned from

منع از

banned substance

ماده ممنوعه

banned books

کتاب‌های ممنوعه

already banned

از قبل ممنوع

banning smoking

ممنوعیت استعمال دخانیات

banned device

دستگاه ممنوع

forever banned

به طور دائم ممنوع

banned list

لیست ممنوع

getting banned

ممنوع شدن

banned area

منطقه ممنوع

جملات نمونه

the sale of fireworks is banned in many cities.

فروش آتش‌بازی در بسیاری از شهرها ممنوع است.

smoking is banned in all public buildings.

کشیدن سیگار در همه ساختمان‌های عمومی ممنوع است.

the use of mobile phones is banned during the exam.

استفاده از تلفن همراه در طول امتحان ممنوع است.

he was banned from the platform for violating the terms.

او به دلیل نقض قوانین از این پلتفرم منع شد.

the import of certain weapons is banned by international law.

واردات سلاح‌های خاصی بر اساس قوانین بین‌المللی ممنوع است.

parking is banned on this street.

پارک کردن در این خیابان ممنوع است.

the website was banned by the government.

وب سایت توسط دولت مسدود شد.

she was banned from attending the event.

او از حضور در این رویداد منع شد.

the drug was banned after safety concerns were raised.

این دارو پس از مطرح شدن نگرانی‌های ایمنی ممنوع شد.

he received a lifetime ban from the sport.

او از این ورزش به طور دائم محروم شد.

the practice of child labor is universally banned.

استفاده از کار کودکان به طور جهانی ممنوع است.

the team was banned from participating in the tournament.

تیم از شرکت در مسابقات محروم شد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید