blockades

[ایالات متحده]/ˈblɒkədeɪdz/
[بریتانیا]/ˈblɑːkˌeɪdɪz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. وضعیتی که در آن حرکت توسط یک مانع، معمولاً نظامی، جلوگیری یا محدود می‌شود.
v. تحمیل یک محاصره بر چیزی یا کسی.

عبارات و ترکیب‌ها

naval blockades

بلاکادهای دریایی

trade blockades

بلاکادهای تجاری

economic blockades

بلاکادهای اقتصادی

lift the blockades

رفع محاصره‌ها

impose blockades

تحمیل محاصره‌ها

blockade runners

متجاوزان محاصره

siege and blockades

محاصره و محاصره‌ها

political blockades

بلاکادهای سیاسی

جملات نمونه

the navy set up blockades to prevent smuggling.

نیروی دریایی برای جلوگیری از قاچاق، محاصره‌هایی را ایجاد کرد.

blockades can lead to humanitarian crises.

محاصره‌ها می‌توانند منجر به بحران‌های انسانی شوند.

they imposed blockades during the conflict.

آنها در طول درگیری، محاصره‌هایی تحمیل کردند.

blockades are often used in wartime strategies.

محاصره‌ها اغلب در استراتژی‌های جنگی مورد استفاده قرار می‌گیرند.

the city faced severe blockades from enemy forces.

شهر با محاصره‌های شدید از سوی نیروهای دشمن روبرو شد.

blockades can disrupt trade and supply chains.

محاصره‌ها می‌توانند تجارت و زنجیره‌های تأمین را مختل کنند.

international laws regulate the use of blockades.

قوانین بین‌المللی استفاده از محاصره‌ها را تنظیم می‌کنند.

blockades can be a form of economic warfare.

محاصره‌ها می‌توانند نوعی جنگ اقتصادی باشند.

negotiations often occur to lift blockades.

معاملات اغلب برای رفع محاصره‌ها انجام می‌شود.

blockades have historical significance in many conflicts.

محاصره‌ها در بسیاری از درگیری‌ها اهمیت تاریخی دارند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید