bloodmobiles

[ایالات متحده]/ˈblʌdˌməʊbaɪlz/
[بریتانیا]/ˈblʌdˌmoʊbaɪlz/

ترجمه

n. وسایل نقلیه‌ای که به مکان‌های مختلف سفر می‌کنند تا اهدای خون را جمع‌آوری کنند.

جملات نمونه

bloodmobiles are essential for collecting donations.

خون‌رسانی‌ها برای جمع‌آوری کمک‌ها ضروری هستند.

many communities organize events around bloodmobiles.

جوامع بسیاری رویدادهایی را در اطراف خون‌رسانی‌ها برگزار می‌کنند.

bloodmobiles visit schools to encourage students to donate.

خون‌رسانی‌ها از مدارس بازدید می‌کنند تا دانشجویان را به اهدای خون تشویق کنند.

volunteers help operate the bloodmobiles during drives.

داوطلبان در طول کمپین‌ها به اداره خون‌رسانی‌ها کمک می‌کنند.

bloodmobiles provide a convenient way to donate blood.

خون‌رسانی‌ها یک راه آسان برای اهدای خون فراهم می‌کنند.

local hospitals often partner with bloodmobiles.

بیمارستان‌های محلی اغلب با خون‌رسانی‌ها همکاری می‌کنند.

bloodmobiles are equipped with everything needed for donations.

خون‌رسانی‌ها مجهز به همه چیز مورد نیاز برای اهدای خون هستند.

people are encouraged to visit bloodmobiles regularly.

از مردم خواسته می‌شود که به طور منظم از خون‌رسانی‌ها بازدید کنند.

bloodmobiles play a crucial role in emergency situations.

خون‌رسانی‌ها نقش مهمی در شرایط اضطراری ایفا می‌کنند.

awareness campaigns often promote the use of bloodmobiles.

کمپین‌های آگاهی‌رسانی اغلب استفاده از خون‌رسانی‌ها را ترویج می‌کنند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید