a bluish tint
یک ته رنگ آبی
bluish green
آبی مایل به سبز
bluish white
آبی مایل به سفید
bluish-gray whiting of California coast
رنگ خاکستری آبیمانند ماهی سفید ساحلی کالیفرنیا
bluish marks made by the impress of his fingers.
علامتهای آبیمانند ناشی از فشار انگشتانش.
silvery and bluish drumfish of shallow California coastal waters.
ماهی تنباله نقرهای و آبیمانند در آبهای ساحلی کمعمق کالیفرنیا.
bluish-gray nuthatch with black head and white breast;
چلغونای خاکستری آبیمانند با سر سیاه و سینه سفید;
It always looks kind of bluish.
همیشه کمی آبی به نظر میرسد.
Her eyes are bluish green.
چشمهایش سبز آبی است.
fashioned a kind of shelter; a kind of bluish color.
یک نوع سرپناه ساخت؛ یک نوع رنگ آبیمانند.
bluish-gray nuthatch with reddish breast; of northern coniferous forests.
چلغونای خاکستری آبیمانند با سینه قرمز رنگ؛ از جنگلهای همیشه سبز شمالی.
85. silky-foliaged herb of Rocky Mts with bluish-white flowers.
85. گیاه دارویی ابریشمیبرگ از کوههای راکی با گلهای آبی-سفید.
A condition caused by the ingestion of silver, the Argyria's most dramatic symptom is that the skin becomes blue or bluish-grey colored.
یک وضعیت ناشی از مصرف نقره، شدیدترین علامت آرژیریا این است که پوست به رنگ آبی یا خاکستری آبی در میآید.
23. eryngo:any of several pls of the genus Eryngium having spiny leaves and dense clusters of small bluish flowers.
23. ارینگو: هر یک از چندین گونه از جنس ارینگیوم که دارای برگهای خاردار و خوشههای متراکم گلهای کوچک آبیمانند است.
Deep ruby red with bluish tinges meet the eye.This wine coats the mouth with lovely mature cherries and lushy fig marmalade wrapped in exotic spicy notes.
قرمز یاقوتی عمیق با رگههای آبیمانند به چشم میخورد. این شراب دهان را با گیلاسهای رسیده و خوشمزه و مارمالاد انجیر غنی پوشش میدهد که با نتهای ادویهای عجیب و غریب ترکیب شدهاند.
a bluish tint
یک ته رنگ آبی
bluish green
آبی مایل به سبز
bluish white
آبی مایل به سفید
bluish-gray whiting of California coast
رنگ خاکستری آبیمانند ماهی سفید ساحلی کالیفرنیا
bluish marks made by the impress of his fingers.
علامتهای آبیمانند ناشی از فشار انگشتانش.
silvery and bluish drumfish of shallow California coastal waters.
ماهی تنباله نقرهای و آبیمانند در آبهای ساحلی کمعمق کالیفرنیا.
bluish-gray nuthatch with black head and white breast;
چلغونای خاکستری آبیمانند با سر سیاه و سینه سفید;
It always looks kind of bluish.
همیشه کمی آبی به نظر میرسد.
Her eyes are bluish green.
چشمهایش سبز آبی است.
fashioned a kind of shelter; a kind of bluish color.
یک نوع سرپناه ساخت؛ یک نوع رنگ آبیمانند.
bluish-gray nuthatch with reddish breast; of northern coniferous forests.
چلغونای خاکستری آبیمانند با سینه قرمز رنگ؛ از جنگلهای همیشه سبز شمالی.
85. silky-foliaged herb of Rocky Mts with bluish-white flowers.
85. گیاه دارویی ابریشمیبرگ از کوههای راکی با گلهای آبی-سفید.
A condition caused by the ingestion of silver, the Argyria's most dramatic symptom is that the skin becomes blue or bluish-grey colored.
یک وضعیت ناشی از مصرف نقره، شدیدترین علامت آرژیریا این است که پوست به رنگ آبی یا خاکستری آبی در میآید.
23. eryngo:any of several pls of the genus Eryngium having spiny leaves and dense clusters of small bluish flowers.
23. ارینگو: هر یک از چندین گونه از جنس ارینگیوم که دارای برگهای خاردار و خوشههای متراکم گلهای کوچک آبیمانند است.
Deep ruby red with bluish tinges meet the eye.This wine coats the mouth with lovely mature cherries and lushy fig marmalade wrapped in exotic spicy notes.
قرمز یاقوتی عمیق با رگههای آبیمانند به چشم میخورد. این شراب دهان را با گیلاسهای رسیده و خوشمزه و مارمالاد انجیر غنی پوشش میدهد که با نتهای ادویهای عجیب و غریب ترکیب شدهاند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید