boarders

[ایالات متحده]/ˈbɔːrdərz/
[بریتانیا]/ˈbɔːrˌdər z/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. افرادی که در یک مدرسه یا مؤسسه دیگر زندگی می‌کنند و برای اقامت و وعده‌های غذایی خود هزینه می‌پردازند؛ مسافرانی که سوار یک کشتی، هواپیما و غیره می‌شوند؛ افرادی که سوار یک کشتی یا هواپیما می‌شوند؛ مقامات مهاجرت که مسافران را در نقاط ورودی بررسی می‌کنند

عبارات و ترکیب‌ها

boarders' belongings

وسایل متقاعدین

جملات نمونه

many boarders enjoy the communal kitchen in the hostel.

بسیاری از مهمانان از آشپزخانه اشتراکی در هاستل لذت می برند.

the landlord provided meals for the boarders.

مالک غذا برای مهمانان فراهم کرد.

boarders often have to share bathrooms.

مهمانان اغلب باید حمام را به اشتراک بگذارند.

some boarders prefer a quiet environment for studying.

برخی از مهمانان محیطی آرام برای مطالعه ترجیح می دهند.

the boarders organized a movie night together.

مهمانان یک شب فیلم را با هم برگزار کردند.

it is important for boarders to respect each other's privacy.

برای مهمانان احترام گذاشتن به حریم خصوصی یکدیگر مهم است.

boarders must follow the house rules to ensure a pleasant stay.

مهمانان باید قوانین خانه را برای اطمینان از اقامت دلپذیر رعایت کنند.

some boarders have formed lasting friendships.

برخی از مهمانان دوستی های طولانی مدت برقرار کرده اند.

boarders can participate in weekly group activities.

مهمانان می توانند در فعالیت های گروهی هفتگی شرکت کنند.

the boarders' meeting discussed improvements to the living space.

در جلسه مهمانان در مورد بهبود فضای زندگی بحث شد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید