boardmember

[ایالات متحده]/ˈbɔːd ˈmembə/
[بریتانیا]/ˈbɔːrd ˈmɛmbər/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. عضو هیئت‌مدیره یا کمیته، معمولاً از یک شرکت یا سازمان

عبارات و ترکیب‌ها

boardmember vote

عضو جدید هیئت مدیره

boardmembers meet

عضو سابق هیئت مدیره

appointed boardmember

جلسه اعضای هیئت مدیره

boardmember's role

انتخاب عضو هیئت مدیره

boardmember resigns

استعفای عضو هیئت مدیره

boardmember election

انتصاب عضو هیئت مدیره

boardmembers agree

وظایف عضو هیئت مدیره

boardmember appointment

عضو هیئت مدیره بود

boardmember's decision

توافقنامه اعضای هیئت مدیره

boardmembers attend

جملات نمونه

the board member abstained from voting on the conflict of interest issue.

اعضای جدیدی که انتخاب شده بودند، در جلسه سالانه سهامداران سوگند یاد کردند.

each board member was required to sign a non-disclosure agreement.

هر یک از اعضا وظیفه قانونی برای عمل به نفع شرکت دارند.

the board member raised a valid concern regarding the budget proposal.

عضو هیئت مدیره، نامه استعفای خود را به طور موثر بلافاصله ارائه داد.

our newest board member brings a wealth of experience in international marketing.

آیین‌نامه‌های شرکت، شرایط خاص لازم برای هر سمت عضو هیئت مدیره را مشخص می‌کنند.

the board member objected to the merger during the emergency meeting.

عضو هیئت مدیره در غیاب از سه جلسه متوالی بدون عذر موجه بود.

she has served as a dedicated board member for over a decade.

سهامداران رای دادند تا حقوق و دستمزد همه اعضا را در این سال مالی افزایش دهند.

the board member questioned the ethics of the proposed business deal.

قبل از اینکه هر فردی بتواند به عنوان عضو هیئت مدیره خدمت کند، بررسی سابقه الزامی است.

a board member must disclose any financial interests in company vendors.

عضو هیئت مدیره در طول بحث، یک تضرف منافع احتمالی را افشا کرد.

the board member advocated for better employee welfare benefits.

اعضای جدید هیئت مدیره، آموزش جامعی در مورد حاکمیت شرکتی دریافت می‌کنند.

the board member delegated their proxy vote to the chairperson.

انتخابات اعضای هیئت مدیره در جلسه فصلی بعدی برگزار خواهد شد.

the independent board member reviewed the financial audit report.

آموزش اخلاق برای هر یک از اعضای سازمان اجباری است.

he chairs the nomination committee as a senior board member.

عضو هیئت مدیره از رای دادن در مورد موضوعاتی که به طور مستقیم بر شرکت او تأثیر می‌گذارد، خودداری کرد.

the board member stepped down after serving two full terms.

shareholders elect each board member during the annual general meeting.

the board member negotiated the acquisition terms with the rival firm.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید