boats

[ایالات متحده]/bəʊts/
[بریتانیا]/boʊts/

ترجمه

n. قایق‌ها (جمع)

عبارات و ترکیب‌ها

boats and planes

قایق‌ها و هواپیماها

sailing boats

قایق‌های بادبانی

row boats

قایق‌های پارویی

fishing boats

قایق‌های ماهیگیری

luxury boats

قایق‌های لوکس

small boats

قایق‌های کوچک

boats racing

مسابقه قایق‌ها

bought boats

قایق‌های خریداری شده

boating trip

سفر قایق‌سواری

wooden boats

قایق‌های چوبی

جملات نمونه

the small boats bobbed gently on the turquoise water.

قایق‌های کوچک به آرامی روی آب فیروزه‌ای شناور بودند.

we rented a motorboat to explore the coastline.

ما یک قایق موتوری اجاره کردیم تا خط ساحلی را کاوش کنیم.

the fishermen launched their boats before sunrise.

ماهیگیران قبل از طلوع آفتاب قایق‌های خود را پرتاب کردند.

the children loved playing near the docked boats.

بچه ها عاشق بازی کردن کنار قایق های پهلو بودند.

a sailboat glided gracefully across the lake.

یک قایق بادبانی به طور ظریف در سراسر دریاچه سر خورد.

the cargo boats were loaded with containers.

کشتی‌های باری با کانتینرها پر شده بودند.

they took a scenic boat tour of the islands.

آنها یک تور قایق‌سواری دیدنی از جزایر انجام دادند.

the rescue boats searched for survivors at sea.

قایق‌های نجات در جستجوی بازماندگان در دریا بودند.

we watched the fishing boats return to harbor.

ما تماشاگر بازگشت قایق‌های ماهیگیری به بندر بودیم.

the old wooden boats were beautifully restored.

قایق‌های چوبی قدیمی به زیبایی بازسازی شدند.

the navy deployed several boats for patrol.

ارتش چندین قایق را برای گشت زنی اعزام کرد.

they built sturdy boats to navigate the river.

آنها قایق‌های مستحکمی ساختند تا بتوانند از طریق رودخانه حرکت کنند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید