sea

[ایالات متحده]/siː/
[بریتانیا]/si/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. توده وسیع آب نمکینی که تقریباً سه چهارم سطح زمین را پوشش می‌دهد؛ یک وسعت یا مقدار بزرگ
Word Forms
جمعseas

عبارات و ترکیب‌ها

deep sea

دریا عمیق

sea breeze

نسیم دریا

calm sea

دریای آرام

sea level

سطح دریا

sea salt

نمک دریا

seafood

موجودیات دریایی

sea view

منظره دریا

sea voyage

سفر دریایی

sea creature

جانور دریایی

china sea

دریای چین

in the sea

در دریا

at sea

در دریا

south china sea

دریای جنوب چین

sea water

آب دریا

east china sea

دریای چین شرقی

on the sea

روی دریا

by sea

از طریق دریا

sea area

منطقه دریایی

by the sea

در کنار دریا

yellow sea

دریای زرد

north sea

دریای شمال

red sea

دریا سرخ

sea ice

یخ دریا

above sea level

بالای سطح دریا

mediterranean sea

دریای مدیترانه

sea surface

سطح دریا

black sea

دریای سیاه

جملات نمونه

the Sea of Galilee.

دریای جلیل

the sea was tranquil.

دریا آرام بود.

The sea is asleep.

دریا در خواب است.

The sea was boisterous.

دریا پر سر و صدا بود.

a sea of controversy.

دریاچه ای از اختلاف نظر

the Sea of Tranquility

دریای آرامش

sea air; sea voyages.

هوا و سفرهای دریایی

there's a lumpy sea running.

دریاچه پر تلاطم و ناهمواری وجود داشت.

The sea ran amuck.

دریا به هرج و مرج کشیده شد.

The sea was rough in the storm.

دریا در طوفان خشن بود.

The sea is shallow here.

دریا در اینجا کم عمق است.

The sea was calm and still.

دریا آرام و ساکن بود.

The sea is now calm.

دریا اکنون آرام است.

The sea was deep blue.

دریا آبی عمیق بود.

the excrement of sea birds

مدفوع پرندگان دریایی

نمونه‌های واقعی

Once we're at sea, we're at sea.

وقتی که در دریا هستیم، در دریا هستیم.

منبع: Wall Street Journal

Our hotel is in a superb position overlooking the sea.

هتل ما در موقعیت بسیار خوبی مشرف به دریا قرار دارد.

منبع: Lai Shixiong Basic English Vocabulary 2000

Nimble thought can jump both sea and land.

ذهن چابک می‌تواند هم دریا و هم خشکی را بپرد.

منبع: IELTS Vocabulary: Category Recognition

Extra reconnaissance aircraft and helicopters will scour the sea around the Island of Reunion.

هواپیماها و هلیکوپترهای شناسایی اضافی، دریا اطراف جزیره رئونیون را جستجو خواهند کرد.

منبع: BBC Listening Collection August 2015

The area used to be a sea.

این منطقه زمانی دریا بود.

منبع: VOA Slow English Technology

And all that meltwater means rising seas.

و تمام آن آب ذوب شده به معنای افزایش سطح دریاها است.

منبع: Science in 60 Seconds Listening Compilation March 2016

And if we take away the sea.

و اگر دریا را از بین ببریم.

منبع: Travel to the Earth's interior

It was a very rough sea that day.

آن روز دریا بسیار خشن بود.

منبع: BBC Listening Collection February 2019

So they dumped British tea into the sea.

بنابراین آنها چای بریتانیایی را به دریا ریختند.

منبع: This month VOA Special English

Sally sells sea shells. - Sally sells sea shells.

سالی صدف دریا می‌فروشد. - سلی صدف دریا می‌فروشد.

منبع: Grandpa and Grandma's Pronunciation Class

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید