sail

[ایالات متحده]/seɪl/
[بریتانیا]/seɪl/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

vi. در آب حرکت کردن؛ بادبان کشیدن
n. تکه‌ای از پارچه که به دکل متصل شده تا باد را بگیرد و قایق را به جلو براند؛ سفر با قایق
vt. با قایق سفر کردن
Word Forms
زمان گذشتهsailed
شکل سوم شخص مفردsails
صفت یا فعل حال استمراریsailing
جمعsails
قسمت سوم فعلsailed

عبارات و ترکیب‌ها

set sail

به سمت آبها حرکت کردن

smooth sailing

بادِ ملایم

sailboat

قایق بادبانی

sailing trip

سفر دریایی

sail for

برایِ سفر کردن

in sail

در حال قایقرانی

sail in

در آبها قایقرانی کردن

set sail for

برای سفر آماده شدن

under sail

تحت باد

sail through

عبور از طریق باد

shorten sail

کاهش باد

make sail

باد کردن

sail a boat

قایقرانی با قایق

sail boat

قایق بادبانی

sail into

وارد شدن به آب

sail over

بالا رفتن از آب

sail out

بیرون رفتن از آب

solar sail

بادبان خورشیدی

full sail

بادبان کامل

جملات نمونه

The sailboat glided gracefully across the water.

قایق بادبانی به طرز دلپذیری روی آب سر می‌خورد.

They set sail for a new adventure.

آنها برای یک ماجراجویی جدید بادبانی کردند.

The sailors hoisted the sails to catch the wind.

ملوانان برای گرفتن باد، بادبان‌ها را بالا بردند.

She loves to sail on calm days.

او عاشق بادبانی در روزهای آرام است.

The sail flapped loudly in the strong wind.

بادبان در باد شدید به شدت تکان می‌خورد.

He learned how to sail at a young age.

او در سن جوانی یاد گرفت که چگونه بادبانی کند.

Their dream is to sail around the world.

رویای آنها این است که دور دنیا بادبانی کنند.

The sail was torn in the storm.

بادبان در طوفان پاره شد.

The crew worked together to raise the sail.

خدمه برای بالا بردن بادبان با هم همکاری کردند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید