boils

[ایالات متحده]/bɔɪlz/
[بریتانیا]/bɔɪlz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v برای به جوش آوردن (چیزی)؛ برای پختن در آب جوش؛ برای پر شدن از خشم یا خشمگینی

عبارات و ترکیب‌ها

boils over

جوشیدن بیش از حد

water boils

آب جوش است

boil down to

به این خلاصه شود

boil with rage

خشمگین شدن

boil off

تبخیر شدن

جملات نمونه

he boils the water for his tea every morning.

او هر روز صبح برای چای خود آب را جوش می‌آورد.

when the soup boils, add the vegetables.

وقتی سوپ جوش آمد، سبزیجات را اضافه کنید.

she boils eggs for breakfast on weekends.

او آخر هفته‌ها برای صبحانه تخم مرغ می‌جوشاند.

the pot boils over if you don't watch it.

اگر حواستان نباشد، قابلمه سرریز می‌شود.

he boils his clothes to remove stubborn stains.

او لباس‌هایش را می‌جوشاند تا لکه‌های سرسخت را از بین ببرد.

water boils at 100 degrees celsius.

آب در دمای 100 درجه سانتیگراد جوش می‌آید.

the tension in the room boils over during the argument.

در طول بحث، تنش در اتاق به نقطه اوج می‌رسد.

she boils her pasta until it's al dente.

او رشته‌های پاستا را تا زمانی که به حالت آل دنته برسد، می‌جوشاند.

the excitement boils within him as the concert begins.

با شروع کنسرت، هیجان در وجود او فوران می‌کند.

he boils the potatoes before mashing them.

او سیب‌زمینی‌ها را قبل از پوره کردن می‌جوشاند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید