bolts

[ایالات متحده]/bəʊlts/
[بریتانیا]/bōlts/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. اتصالاتی که برای پیوستن اشیاء به هم استفاده می‌شوند، معمولاً از فلز ساخته شده و دارای شفت و سر دندانه‌دار هستند؛ یک هجوم یا حرکت ناگهانی؛ یک افزایش؛ یک قطعه ضخیم فلز، به‌ویژه یکی که در ساخت و ساز استفاده می‌شود؛ عمل بستن چیزی؛ محکم کردن آن با بولت‌ها

عبارات و ترکیب‌ها

tighten the bolts

سفت کردن پیچ‌ها

loose bolts

پیچ‌های شل

bolts and nuts

پیچ و مهره

bolt the door

در را با پیچ ببند

bolts of fabric

پارچه‌های پیچیده

جملات نمونه

the mechanic tightened the bolts on the engine.

مکانیک پیچ‌ها را روی موتور محکم کرد.

she bought new bolts for her bicycle repair.

او پیچ‌های جدیدی برای تعمیر دوچرخه خود خرید.

make sure the bolts are secure before driving.

قبل از رانندگی مطمئن شوید که پیچ‌ها محکم هستند.

he found some rusted bolts in the toolbox.

او پیچ‌های زنگ زده‌ای را در جعبه ابزار پیدا کرد.

the construction crew used heavy-duty bolts.

تیم ساختمانی از پیچ‌های سنگین استفاده کرد.

they replaced the old bolts with new ones.

آنها پیچ‌های قدیمی را با پیچ‌های جدید جایگزین کردند.

bolts are essential for assembling furniture.

پیچ‌ها برای مونتاژ مبلمان ضروری هستند.

he fastened the bolts tightly to ensure safety.

او برای اطمینان از ایمنی پیچ‌ها را محکم بست.

check the bolts regularly to prevent accidents.

برای جلوگیری از حوادث، به طور منظم پیچ‌ها را بررسی کنید.

she organized the bolts by size in the drawer.

او پیچ‌ها را بر اساس اندازه در کشو مرتب کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید