tighten screws
سفت کردن پیچها
loose screws
پیچهای شل
fix screws
تعمیر پیچها
screws in
پیچها داخل
screws out
پیچها بیرون
new screws
پیچهای جدید
missing screws
پیچهای گمشده
tightening screws
سفت کردن پیچها
check screws
بررسی پیچها
replace screws
تعویض پیچها
we need to buy more screws for the project.
ما باید پیچهای بیشتری برای پروژه بخریم.
the screws were loose, so i tightened them.
پیچها شل بودند، بنابراین آنها را محکم کردم.
he carefully aligned the screws before drilling.
او قبل از سوراخ کردن، پیچها را با دقت تراز کرد.
the toolbox was full of screws and bolts.
جعبه ابزار پر از پیچ و مهره بود.
she stripped the screws while trying to remove the panel.
او در حالی که سعی داشتند صفحه را خارج کنند، پیچها را از بین بردند.
he used a screwdriver to drive the screws into the wood.
او از یک پیچگوشتی برای وارد کردن پیچها به چوب استفاده کرد.
the furniture was held together with screws.
مبلمان با پیچها در یکجا نگه داشته شده بود.
make sure you have the right size screws for the job.
مطمئن شوید که پیچهای مناسب اندازه برای این کار را دارید.
he lost several screws while disassembling the device.
او در حالی که دستگاه را از هم جدا میکرد، چند پیچ را گم کرد.
the screws were rusted and difficult to remove.
پیچها زنگ زده و خارج کردن آنها دشوار بود.
she organized the screws by size and type.
او پیچها را بر اساس اندازه و نوع مرتب کرد.
he replaced the old screws with new ones.
او پیچهای قدیمی را با پیچهای جدید جایگزین کرد.
tighten screws
سفت کردن پیچها
loose screws
پیچهای شل
fix screws
تعمیر پیچها
screws in
پیچها داخل
screws out
پیچها بیرون
new screws
پیچهای جدید
missing screws
پیچهای گمشده
tightening screws
سفت کردن پیچها
check screws
بررسی پیچها
replace screws
تعویض پیچها
we need to buy more screws for the project.
ما باید پیچهای بیشتری برای پروژه بخریم.
the screws were loose, so i tightened them.
پیچها شل بودند، بنابراین آنها را محکم کردم.
he carefully aligned the screws before drilling.
او قبل از سوراخ کردن، پیچها را با دقت تراز کرد.
the toolbox was full of screws and bolts.
جعبه ابزار پر از پیچ و مهره بود.
she stripped the screws while trying to remove the panel.
او در حالی که سعی داشتند صفحه را خارج کنند، پیچها را از بین بردند.
he used a screwdriver to drive the screws into the wood.
او از یک پیچگوشتی برای وارد کردن پیچها به چوب استفاده کرد.
the furniture was held together with screws.
مبلمان با پیچها در یکجا نگه داشته شده بود.
make sure you have the right size screws for the job.
مطمئن شوید که پیچهای مناسب اندازه برای این کار را دارید.
he lost several screws while disassembling the device.
او در حالی که دستگاه را از هم جدا میکرد، چند پیچ را گم کرد.
the screws were rusted and difficult to remove.
پیچها زنگ زده و خارج کردن آنها دشوار بود.
she organized the screws by size and type.
او پیچها را بر اساس اندازه و نوع مرتب کرد.
he replaced the old screws with new ones.
او پیچهای قدیمی را با پیچهای جدید جایگزین کرد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید