bombarded

[ایالات متحده]/ˈbɑːm.bɑːdɪd/
[بریتانیا]/ˈbɑːm.bɑːr.dɪd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. بمباران کردن با بمب‌ها یا توپخانه سنگین; به شدت بمباران کردن; تحت فشار مداوم و شدید قرار دادن با چیزی، مانند سوالات، درخواست‌ها یا اطلاعات; در فیزیک هسته‌ای، ضربه زدن با ذرات یا تابش‌های با انرژی بالا.

عبارات و ترکیب‌ها

bombarded with questions

آغشته به سوالات

bombarded by advertisements

آغشته به تبلیغات

bombarded with information

آغشته به اطلاعات

bombarded by requests

آغشته به درخواست‌ها

bombarded with emails

آغشته به ایمیل‌ها

bombarded by noise

آغشته به سر و صدا

bombarded by negativity

آغشته به منفی‌گرایی

bombarded with calls

آغشته به تماس‌ها

جملات نمونه

the students were bombarded with homework over the weekend.

دانشجویان در طول آخر هفته با حجم زیادی از تکالیف مواجه شدند.

she felt bombarded by questions during the interview.

او در طول مصاحبه احساس کرد که با سوالات زیادی بمباران شده است.

after the presentation, he was bombarded with feedback.

پس از ارائه، او با بازخورد زیادی مواجه شد.

the social media platform bombarded users with advertisements.

پلتفرم رسانه های اجتماعی کاربران را با تبلیغات بمباران کرد.

during the storm, the house was bombarded by heavy rain.

در طول طوفان، خانه با باران شدید بمباران شد.

she bombarded him with messages until he replied.

او تا زمانی که او پاسخ داد، او را با پیام بمباران کرد.

the news was bombarded with sensational headlines.

اخبار با تیترهای سنساسیونی بمباران شد.

customers bombarded the store with inquiries about sales.

مشتریان فروشگاه را با درخواست در مورد فروش بمباران کردند.

he was bombarded by the noise from the construction site.

او با صدای محل ساخت و ساز بمباران شد.

the athlete was bombarded with criticism after the loss.

ورزشکار پس از شکست با انتقاد مواجه شد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید