boneheads

[ایالات متحده]/bəʊnˌhedz/
[بریتانیا]/bohnˈhɛdz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. افراد احمق یا بی‌خود؛ زندانیان (زبان عامیانه)؛ اعضای نازی (زبان عامیانه)

عبارات و ترکیب‌ها

those boneheads again

باز اون احمق‌ها

جملات نمونه

sometimes i feel like a group of boneheads when we can't agree on anything.

گاهی اوقات احساس می‌کنم که ما گروهی از افراد دست و پا چلفتی هستیم وقتی نمی‌توانیم روی چیزی به توافق برسیم.

the boneheads in the meeting didn't listen to the expert's advice.

افراد دست و پا چلفتی در جلسه به توصیه کارشناس گوش ندادند.

it was a bonehead move to ignore the warning signs.

نادیده گرفتن علائم هشدار دهنده یک حرکت احمقانه بود.

don't be a bonehead; always double-check your work.

احمقانه رفتار نکنید؛ همیشه قبل از تحویل، کار خود را دوباره بررسی کنید.

they made bonehead mistakes in the project that cost us time.

آنها اشتباهات احمقانه ای در پروژه مرتکب شدند که باعث اتلاف وقت ما شد.

even boneheads can learn from their mistakes if they try.

حتی افراد دست و پا چلفتی هم می توانند از اشتباهات خود یاد بگیرند اگر تلاش کنند.

his bonehead antics always make everyone laugh.

رفتارهای احمقانه او همیشه باعث خنده همه می شود.

we can't afford to have boneheads on our team.

ما نمی‌توانیم تحمل داشته باشیم که افراد دست و پا چلفتی در تیم ما باشند.

she called her friends boneheads for forgetting her birthday.

او از دوستانش به خاطر فراموش کردن تولدش، احمق خطاب کرد.

boneheads often act without thinking things through.

افراد دست و پا چلفتی اغلب بدون فکر کردن عمل می‌کنند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید