boneless

[ایالات متحده]/'bəʊnlɪs/
[بریتانیا]/'bonləs/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. بدون استخوان

عبارات و ترکیب‌ها

boneless fish fillet

فیله ماهی بدون استخوان

boneless pork chops

را برش‌های گوشت خوک بدون استخوان

boneless beef steak

استیک گوشت گاو بدون استخوان

جملات نمونه

the slack and boneless character of his writing.

ویژگی‌های شل و بی‌استخوان نوشته‌های او.

This scrumptious sampler includes a shareable platter of Applebees Boneless Chicken Chunks,Onion Rings, Chicken Nacho Grande, and our Shrimp Quesadilla.

این نمونه خوشمزه شامل یک ظرف اشتراکی از تکه‌های مرغ بدون استخوان اپل‌بیز، حلقه‌های پیاز، Nacho مرغ بزرگ و کوسادیلای میگوی ما است.

enjoying a boneless fish fillet

لذت بردن از یک فیله ماهی بدون استخوان

ordering a boneless pork chop

سفارش یک تکه گوشت خوک بدون استخوان

making boneless barbecue ribs

تهیه دنده باربیکیو بدون استخوان

savoring boneless beef steak

لذت بردن از استیک گوشت گاو بدون استخوان

choosing boneless skinless chicken breast

انتخاب سینه مرغ بدون استخوان و پوست

grilling boneless lamb chops

کباب کردن تکه‌های گوشت بره بدون استخوان

craving boneless turkey breast

تمایل به داشتن سینه بوقلمون بدون استخوان

preparing boneless veal cutlets

تهیه کتلت‌های رژبوف بدون استخوان

eating boneless duck breast

خوردن سینه اردک بدون استخوان

نمونه‌های واقعی

It took a while to stuff the rubbery, boneless arm into a sleeve.

جا گذاشتن بازوی لاستیکی و بدون استخوان در آستین کمی طول کشید.

منبع: 2. Harry Potter and the Chamber of Secrets

Sometimes, looking to nature helps, like the agile but entirely boneless octopus.

گاهی اوقات، نگاه کردن به طبیعت کمک می کند، مانند اختاپوس چابک اما کاملاً بدون استخوان.

منبع: CNN 10 Student English May 2022 Collection

Boneless, bendy, and built for speed, sharks really are the perfect evolutionary design.

بی استخوان، انعطاف پذیر و ساخته شده برای سرعت، کوسه ها واقعاً طراحی تکاملی کامل هستند.

منبع: 6 Minute English

They can wriggle their boneless bodies through passages as small as a quarter.

آنها می توانند بدن های بدون استخوان خود را از طریق راهروهایی به کوچکی یک ربع حرکت دهند.

منبع: National Geographic (Children's Section)

Could I also have half a dozen pork chops and two pounds of boneless chicken breasts?

آیا می توانم نصف دوجین گوشت خوک و دو پوند سینه مرغ بدون استخوان هم داشته باشم؟

منبع: EnglishPod 91-180

Cartoon Cat’s long, stretchy, boneless limbs are no exception.

اندام بلند، کشسان و بدون استخوان گربه کارتونی نیز از این قاعده مستثنی نیست.

منبع: World Atlas of Wonders

So here we've got six boneless and skinless chicken thighs.

بنابراین ما شش ران مرغ بدون استخوان و پوست داریم.

منبع: Make healthy meals with Jamie.

Jake nodded, and Patterson held out a dead-white, boneless hand with dirty fingernails.

جیک سر تکان داد و پترسون دست سفید رنگ و بدون استخوان با ناخن های کثیف جلوهاند.

منبع: The heart is a lonely hunter.

For our last bit of prep, you'll need one pound of boneless, skinless chicken breasts.

برای آخرین مرحله آماده سازی، به یک پوند سینه مرغ بدون استخوان و پوست نیاز خواهید داشت.

منبع: Chef Natasha

After testing hundreds of methods, restaurateur Truett Cathy developed a faster way to cook boneless chicken using a pressure cooker and peanut oil.

پس از آزمایش صدها روش، رستوران دار تروت کتی روش سریع تری برای پخت مرغ بدون استخوان با استفاده از یک دیگ بخار و روغن بادام زمینی توسعه داد.

منبع: Wall Street Journal

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید