deboned

[ایالات متحده]/ˌdiːˈbəʊnd/
[بریتانیا]/ˌdiːˈboʊnd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

vt. استخوان‌ها را از گوشت یا ماهی جدا کردن

عبارات و ترکیب‌ها

deboned chicken

مرغ بدون استخوان

deboned fish

ماهی بدون استخوان

deboned meat

گوشت بدون استخوان

deboned turkey

گوشت غاز بدون استخوان

deboned beef

گوشت گاو بدون استخوان

deboned lamb

گوشت بره بدون استخوان

deboned pork

گوشت خوک بدون استخوان

deboned duck

گوشت اردک بدون استخوان

deboned ribs

دنده بدون استخوان

deboned sausage

سوسیس بدون استخوان

جملات نمونه

the chicken was deboned for easier cooking.

مرغ برای پخت آسان‌تر استخوان‌گیری شده بود.

he prefers deboned fish for his sushi.

او ماهی استخوان‌گیری شده را برای سوشی خود ترجیح می‌دهد.

deboned meat is often used in gourmet recipes.

گوشت استخوان‌گیری شده اغلب در دستورالعمل‌های غذایی مجلل استفاده می‌شود.

they served a deboned duck at the banquet.

آنها اردک استخوان‌گیری شده را در مهمانی سرو کردند.

deboned lamb is a popular choice for grilling.

بره استخوان‌گیری شده یک انتخاب محبوب برای گریل کردن است.

for the stew, make sure to use deboned beef.

برای خورش، حتماً از گوشت گوساله استخوان‌گیری شده استفاده کنید.

she learned how to prepare deboned chicken from her mother.

او یاد گرفت که چگونه مرغ استخوان‌گیری شده را از مادرش آماده کند.

deboned seafood can enhance the flavor of the dish.

غذاهای دریایی استخوان‌گیری شده می‌توانند طعم غذا را افزایش دهند.

they sell deboned pork at the local market.

آنها گوشت خوک استخوان‌گیری شده را در بازار محلی می‌فروشند.

using deboned meat can save time in meal preparation.

استفاده از گوشت استخوان‌گیری شده می‌تواند در تهیه غذا صرفه‌جویی کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید