tender

[ایالات متحده]/ˈtendə(r)/
[بریتانیا]/ˈtendər/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. نرم؛ ملایم؛ شکننده
n. پرستار؛ قایق کوچک
vt. چیزی را نرم کردن؛ فراهم کردن، بازپرداخت کردن
vi. پیشنهاد دادن؛ نرم شدن
Word Forms
شکل سوم شخص مفردtenders
زمان گذشتهtendered
قسمت سوم فعلtendered
جمعtenders
صفت یا فعل حال استمراریtendering

عبارات و ترکیب‌ها

tender meat

گوشت لطیف

tender age

سن لطیف

tender love

عشق لطیف

tender touch

تماس لطیف

tender care

مراقبت لطیف

tender for

درخواست خرید

open tender

درخواست خرید باز

tender offer

پیشنهاد مناقصه

legal tender

سپرده قانونی

tender feeling

احساس لطیف

tender document

سند مناقصه

tender price

قیمت مناسب

tender loving care

مراقبت‌های مهربانانه

public tender

درخواست خرید عمومی

invitation to tender

درخواست پیشنهاد

competitive tender

درخواست خرید رقابتی

submission of tender

ارائه پیشنهاد

international tender

درخواست خرید بین‌المللی

tender bond

وثیقه درخواست خرید

جملات نمونه

be tender of a lady's reputation.

از شهرت یک خانم مراقبت کنید.

at the tender age of five.

در سن لطیف پنج سالگی

be tender of one's praise

محتاط بودن در مورد تعریف از کسی

a tender glance; a tender ballad.

نگاهی لطیف؛ یک نوای لطیف.

the issue of conscription was a particularly tender one.

مسئله سربازگیری یک موضوع بسیار حساس بود.

a warm, tender, and mirthful movie.

یک فیلم گرم، لطیف و شاداب

touch sb. on a tender spot

لمس کردن کسی در یک نقطه حساس

a tender expression on her face

یک عبارت لطیف روی صورت او

He tendered the committee a referendum.

او یک همه‌پرسی به کمیته ارائه داد.

You should avoid the tender subject.

شما باید از موضوع حساس اجتناو کنید.

a tender mother; his tender concern.

یک مادر مهربان؛ نگرانی های لطیف او.

At the tender age of seventeen I left home.

در سن لطیف هفده سالگی، من از خانه رفتم.

نمونه‌های واقعی

She hesitated a little. Her eyes grew tender.

او کمی مکث کرد. چشمانش مهربان شد.

منبع: The Moon and Sixpence (Condensed Version)

I just saw you just ordered chicken tenders.

من همین الان دیدم که شما به تازگی ساندویچ مرغ سفارش داده اید.

منبع: Connection Magazine

No, my tummy's a little tender, actually.

نه، در واقع، معده من کمی حساس است.

منبع: Go blank axis version

Holy infant, so tender and mild.

طفل مقدس، بسیار لطیف و مهربان.

منبع: Volume 4

It served in Vietnam it was a boat tender and a base.

او در ویتنام خدمت کرد، یک کشتی تندر و یک پایگاه بود.

منبع: VOA Standard English_Americas

That way, its skin will be crispy and it's meat tender.

به این ترتیب، پوست آن ترد و گوشت آن لطیف خواهد بود.

منبع: CGTN

BAM were successful in winning that tender, that was announced about January 2017.

شرکت BAM در برنده شدن در آن مناقصه موفق بود، که در مورد ژانویه 2017 اعلام شد.

منبع: B1M Building Science Popularization

The competition at, say, Burger King, which makes chicken tenders, uses real chicken.

رقابت در، مثلاً، برگر کینگ، که ساندویچ مرغ درست می کند، از مرغ واقعی استفاده می کند.

منبع: Listen to this 3 Advanced English Listening

We intend to open the tender at i st next month in Beijing.

ما قصد داریم ماه آینده در پکن مناقصه را در خیابان i باز کنیم.

منبع: Foreign Trade English Topics King

He tendered us money as payment for the book he had lost.

او پول را به ما به عنوان پرداخت برای کتابی که گم کرده بود، پیشنهاد کرد.

منبع: Liu Yi Breakthrough English Vocabulary 3000

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید