booths

[ایالات متحده]/buːðz/
[بریتانیا]/boʊθs/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. پناهگاه‌ها یا ایستگاه‌هایی که برای فروش کالاها یا خدمات استفاده می‌شوند؛ ایستگاه‌های نمایش یا کابین‌های تلفن

عبارات و ترکیب‌ها

photo booths

غرفه های عکس

voting booths

غرفه های رای گیری

information booths

غرفه های اطلاع رسانی

food booths

غرفه های غذا

exhibition booths

غرفه های نمایشگاهی

telephone booths

غرفه های تلفنی

sales booths

غرفه های فروش

rental booths

غرفه های اجاره

game booths

غرفه های بازی

جملات نمونه

there are many booths at the fair.

در نمایشگاه غرفه های زیادی وجود دارد.

we visited several booths to gather information.

ما برای جمع آوری اطلاعات از چندین غرفه بازدید کردیم.

each booth offers unique products.

هر غرفه محصولات منحصر به فردی ارائه می دهد.

the booths were decorated beautifully.

غرفه ها به زیبایی تزئین شده بودند.

she spent hours talking to the booth representatives.

او ساعت ها با نمایندگان غرفه صحبت کرد.

they set up booths for different companies.

آنها برای شرکت های مختلف غرفه راه اندازی کردند.

booths at the conference were well-organized.

غرفه های کنفرانس به خوبی سازماندهی شده بودند.

we need more booths for the upcoming event.

ما به غرفه های بیشتری برای رویداد آینده نیاز داریم.

visitors can explore various booths during the expo.

بازدیدکنندگان می توانند در طول نمایشگاه غرفه های مختلف را کشف کنند.

booths provide a great opportunity for networking.

غرفه ها فرصت خوبی برای شبکه سازی فراهم می کنند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید