| جمع | stallss |
market stalls
میزهای بازار
food stalls
میزهای مواد غذایی
stalling around
سرگردانی
stalled engine
موتور از کار افتاده
stalls open
باز بودن غرفهها
stalls closed
بسته بودن غرفهها
stalling for time
به دست آوردن وقت
stalls selling
غرفههای فروشنده
stalls lined
غرفههای چیده شده
stalling now
به تعویق انداختن الان
the market had dozens of food stalls selling delicious treats.
بازار دارای دهها غرفه مواد غذایی بود که خوراکیهای خوشمزه میفروختند.
we wandered through the stalls at the craft fair, admiring the handmade goods.
ما در میان غرفههای نمایشگاه صنایع دستی چرخیدیم و کالاهای دستساز را تحسین کردیم.
the fruit stalls were overflowing with ripe, juicy peaches.
غرفههای میوه مملو از هلوهای رسیده و آبدار بودند.
he set up stalls to promote his new mobile game at the convention.
او غرفههایی را برای تبلیغ بازی موبایل جدید خود در نمایشگاه راهاندازی کرد.
the antique stalls offered a fascinating glimpse into the past.
غرفههای عتیقهفروشی نگاهی جذاب به گذشته ارائه میدادند.
the charity organized stalls to raise money for local animal shelters.
خیرخواهانه غرفههایی را برای جمعآوری کمکهای مالی برای سرپناههای حیوانات محلی سازماندهی کرد.
we stopped at a coffee stall for a quick caffeine boost.
ما برای یک افزایش سریع کافئین در یک غرفه قهوه توقف کردیم.
the stalls were brightly decorated for the christmas market.
غرفهها به طور جالب برای بازار کریسمس تزئین شده بودند.
the livestock stalls housed several prize-winning animals.
غرفههای دامداری چندین حیوان برنده جایزه را در خود جای داده بودند.
the fish stalls displayed a wide variety of seafood.
غرفههای ماهی انواع مختلفی از غذاهای دریایی را به نمایش میگذاشتند.
they rented stalls at the festival to sell their artwork.
آنها غرفههایی را در جشنواره اجاره کردند تا آثار هنری خود را بفروشند.
market stalls
میزهای بازار
food stalls
میزهای مواد غذایی
stalling around
سرگردانی
stalled engine
موتور از کار افتاده
stalls open
باز بودن غرفهها
stalls closed
بسته بودن غرفهها
stalling for time
به دست آوردن وقت
stalls selling
غرفههای فروشنده
stalls lined
غرفههای چیده شده
stalling now
به تعویق انداختن الان
the market had dozens of food stalls selling delicious treats.
بازار دارای دهها غرفه مواد غذایی بود که خوراکیهای خوشمزه میفروختند.
we wandered through the stalls at the craft fair, admiring the handmade goods.
ما در میان غرفههای نمایشگاه صنایع دستی چرخیدیم و کالاهای دستساز را تحسین کردیم.
the fruit stalls were overflowing with ripe, juicy peaches.
غرفههای میوه مملو از هلوهای رسیده و آبدار بودند.
he set up stalls to promote his new mobile game at the convention.
او غرفههایی را برای تبلیغ بازی موبایل جدید خود در نمایشگاه راهاندازی کرد.
the antique stalls offered a fascinating glimpse into the past.
غرفههای عتیقهفروشی نگاهی جذاب به گذشته ارائه میدادند.
the charity organized stalls to raise money for local animal shelters.
خیرخواهانه غرفههایی را برای جمعآوری کمکهای مالی برای سرپناههای حیوانات محلی سازماندهی کرد.
we stopped at a coffee stall for a quick caffeine boost.
ما برای یک افزایش سریع کافئین در یک غرفه قهوه توقف کردیم.
the stalls were brightly decorated for the christmas market.
غرفهها به طور جالب برای بازار کریسمس تزئین شده بودند.
the livestock stalls housed several prize-winning animals.
غرفههای دامداری چندین حیوان برنده جایزه را در خود جای داده بودند.
the fish stalls displayed a wide variety of seafood.
غرفههای ماهی انواع مختلفی از غذاهای دریایی را به نمایش میگذاشتند.
they rented stalls at the festival to sell their artwork.
آنها غرفههایی را در جشنواره اجاره کردند تا آثار هنری خود را بفروشند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید