boreal

[ایالات متحده]/ˈbɔːriəl/
[بریتانیا]/ˈboʊrēəl/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. مربوط به شمال یا مناطق شمالی، به ویژه دایره قطبی شمال.

عبارات و ترکیب‌ها

boreal forest

جنگل قطبی

boreal climate

آب و هوای قطبی

boreal species

گونه‌های قطبی

boreal winter

زمستان قطبی

boreal zone

منطقه قطبی

boreal twilight

نیمه‌شب قطبی

boreal landscape

مناظر قطبی

boreal light

نور قطبی

boreal night

شب قطبی

جملات نمونه

the boreal forest is home to many unique species.

جنگل قطبی زیستگاه بسیاری از گونه‌های منحصر به فرد است.

boreal regions experience long winters and short summers.

مناطق قطبی زمستان‌های طولانی و تابستان‌های کوتاهی را تجربه می‌کنند.

many animals adapt to boreal climates for survival.

بسیاری از حیوانات برای بقا خود را با آب و هوای قطبی تطبیق می‌دهند.

the boreal ecosystem plays a crucial role in carbon storage.

زیستگاه جنگلی قطبی نقش مهمی در ذخیره کربن ایفا می‌کند.

boreal forests are vital for global biodiversity.

جنگل‌های قطبی برای تنوع زیستی جهانی حیاتی هستند.

climate change poses a threat to boreal habitats.

تغییرات آب و هوایی یک تهدید برای زیستگاه‌های قطبی است.

many indigenous cultures are connected to boreal landscapes.

بسیاری از فرهنگ‌های بومی به مناظر قطبی مرتبط هستند.

boreal zones are characterized by coniferous trees.

مناطق قطبی با درختان سوزنی برگ مشخص می‌شوند.

researchers study boreal environments to understand climate impacts.

محققان محیط‌های قطبی را برای درک تأثیرات آب و هوا مطالعه می‌کنند.

boreal wildlife includes species like moose and lynx.

حیات وحش قطبی شامل گونه‌هایی مانند گوزن شمالی و شب‌پره است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید