bridegroom
داماد
bride and groom
عروس و داماد
groom of the bedchamber.
خدمتکار مخصوص
groom an employee for advancement.
آمادهسازی یک کارمند برای ارتقاء.
groom a presidential candidate
آمادهسازی یک نامزد ریاستجمهوری
Monkeys groom each other.
میمنها همدیگر را تمیز میکنند.
grooming her for stardom
آمادهسازی او برای رسیدن به شهرت
The groom looks very smart.
داماد خیلی خوب به نظر میرسد.
groomed himself carefully in front of the mirror.
خودش را با دقت جلوی آینه مرتب کرد.
To dress or groom(oneself) with elaborate care;primp.
لباس پوشیدن یا مرتب کردن (خود) با دقت زیاد؛آراستگی.
Duff is being groomed for the job of manager.
داف در حال آمادهسازی برای شغل مدیر است.
you must be prepared to spend time grooming your dog.
شما باید آماده باشید که برای مرتب کردن سگ خود وقت صرف کنید.
their main preoccupation is licking and grooming themselves .
نگرانی اصلی آنها لیسیدن و مرتب کردن خودشان است.
star pupils who are groomed for higher things.
دانشجویان برتر که برای امور بالاتر آمادهسازی میشوند.
she was smartly turned out and as well groomed as always.
او به خوبی لباس پوشیده بود و همیشه به خوبی مرتب بود.
Because Socko and May are not close friends, Socko's grooming was duly noticed.
از آنجایی که سوکو و مِی دوست صمیمی نیستند، مراقبت از سوکو به طور مناسب متوجه شد.
We watched two apes grooming each other.
ما دو میمون را دیدیم که در حال مرتب کردن یکدیگر هستند.
Free Grooming Bag when you buy Shave Gel, Shave Reviver and Body Wash.
یک کیف آرایشی رایگان در صورت خرید ژل ریش، احیای ریش و صابون بدن.
bridegroom
داماد
bride and groom
عروس و داماد
groom of the bedchamber.
خدمتکار مخصوص
groom an employee for advancement.
آمادهسازی یک کارمند برای ارتقاء.
groom a presidential candidate
آمادهسازی یک نامزد ریاستجمهوری
Monkeys groom each other.
میمنها همدیگر را تمیز میکنند.
grooming her for stardom
آمادهسازی او برای رسیدن به شهرت
The groom looks very smart.
داماد خیلی خوب به نظر میرسد.
groomed himself carefully in front of the mirror.
خودش را با دقت جلوی آینه مرتب کرد.
To dress or groom(oneself) with elaborate care;primp.
لباس پوشیدن یا مرتب کردن (خود) با دقت زیاد؛آراستگی.
Duff is being groomed for the job of manager.
داف در حال آمادهسازی برای شغل مدیر است.
you must be prepared to spend time grooming your dog.
شما باید آماده باشید که برای مرتب کردن سگ خود وقت صرف کنید.
their main preoccupation is licking and grooming themselves .
نگرانی اصلی آنها لیسیدن و مرتب کردن خودشان است.
star pupils who are groomed for higher things.
دانشجویان برتر که برای امور بالاتر آمادهسازی میشوند.
she was smartly turned out and as well groomed as always.
او به خوبی لباس پوشیده بود و همیشه به خوبی مرتب بود.
Because Socko and May are not close friends, Socko's grooming was duly noticed.
از آنجایی که سوکو و مِی دوست صمیمی نیستند، مراقبت از سوکو به طور مناسب متوجه شد.
We watched two apes grooming each other.
ما دو میمون را دیدیم که در حال مرتب کردن یکدیگر هستند.
Free Grooming Bag when you buy Shave Gel, Shave Reviver and Body Wash.
یک کیف آرایشی رایگان در صورت خرید ژل ریش، احیای ریش و صابون بدن.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید