| جمع | boxcarss |
rolling boxcars
کامیونهای بسته در حال حرکت
loaded boxcars
کامیونهای بسته بارگذاری شده
empty boxcars
کامیونهای بسته خالی
boxcars arrived
کامیونهای بسته رسیدهاند
boxcars coming
کامیونهای بسته در حال آمدن
old boxcars
کامیونهای بسته قدیمی
freight boxcars
کامیونهای بسته باری
boxcars parked
کامیونهای بسته پارک شدهاند
boxcars rolling
کامیونهای بسته در حال حرکت
the old boxcar sat abandoned on the sidetrack.
کوچکترین قطار باری قدیمی روی راهروی جانبی ترکیده بود.
workers loaded crates into the boxcar early that morning.
کارگران در آغاز صبح قفسههای بار را در قطار باری بار کردند.
the boxcar rattled down the steel tracks through the valley.
قطار باری روی ریلهای فولادی از طریق وادی لرزید.
hobo children used to hop boxcars during the great depression.
کودکان هابو در دوره افسانهای از افسانههای بزرگ روی قطار باریها رانندگی میکردند.
the museum restored a vintage boxcar from 1925.
موزه یک قطار باری قدیمی از سال 1925 را بازسازی کرد.
a long line of boxcars stretched across the railway yard.
یک خط طولانی از قطار باریها از طول دوکانه راهآهن گذشت.
the conductor slammed the boxcar doors shut with a loud clang.
کنDUCTOR با یک ضربه قوی دریچههای قطار باری را بست.
rust covered the entire surface of the abandoned boxcar.
روی تمام سطح قطار باری ترکیده زنگ زده بود.
the boxcar carried heavy machinery to the factory.
قطار باری ماشینآلات سنگین را به کارخانه حمل کرد.
photographers love capturing images of colorful graffiti on boxcars.
فotografها عاشق گرفتن عکسهای رنگارنگ گرافیت روی قطار باریها هستند.
the boxcar turned over on the curved section of track.
قطار باری روی بخش منحنی راهآهن معکوس شد.
cold wind whistled through the cracks in the old boxcar.
باد سرد از شکافهای قطار باری قدیمی عبور کرد.
the railway company ordered fifty new boxcars for the fleet.
شرکت راهآهن پنجاه قطار باری جدید برای ناوگان خریداری کرد.
rolling boxcars
کامیونهای بسته در حال حرکت
loaded boxcars
کامیونهای بسته بارگذاری شده
empty boxcars
کامیونهای بسته خالی
boxcars arrived
کامیونهای بسته رسیدهاند
boxcars coming
کامیونهای بسته در حال آمدن
old boxcars
کامیونهای بسته قدیمی
freight boxcars
کامیونهای بسته باری
boxcars parked
کامیونهای بسته پارک شدهاند
boxcars rolling
کامیونهای بسته در حال حرکت
the old boxcar sat abandoned on the sidetrack.
کوچکترین قطار باری قدیمی روی راهروی جانبی ترکیده بود.
workers loaded crates into the boxcar early that morning.
کارگران در آغاز صبح قفسههای بار را در قطار باری بار کردند.
the boxcar rattled down the steel tracks through the valley.
قطار باری روی ریلهای فولادی از طریق وادی لرزید.
hobo children used to hop boxcars during the great depression.
کودکان هابو در دوره افسانهای از افسانههای بزرگ روی قطار باریها رانندگی میکردند.
the museum restored a vintage boxcar from 1925.
موزه یک قطار باری قدیمی از سال 1925 را بازسازی کرد.
a long line of boxcars stretched across the railway yard.
یک خط طولانی از قطار باریها از طول دوکانه راهآهن گذشت.
the conductor slammed the boxcar doors shut with a loud clang.
کنDUCTOR با یک ضربه قوی دریچههای قطار باری را بست.
rust covered the entire surface of the abandoned boxcar.
روی تمام سطح قطار باری ترکیده زنگ زده بود.
the boxcar carried heavy machinery to the factory.
قطار باری ماشینآلات سنگین را به کارخانه حمل کرد.
photographers love capturing images of colorful graffiti on boxcars.
فotografها عاشق گرفتن عکسهای رنگارنگ گرافیت روی قطار باریها هستند.
the boxcar turned over on the curved section of track.
قطار باری روی بخش منحنی راهآهن معکوس شد.
cold wind whistled through the cracks in the old boxcar.
باد سرد از شکافهای قطار باری قدیمی عبور کرد.
the railway company ordered fifty new boxcars for the fleet.
شرکت راهآهن پنجاه قطار باری جدید برای ناوگان خریداری کرد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید