shipping

[ایالات متحده]/ˈʃɪpɪŋ/
[بریتانیا]/ˈʃɪpɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. حمل و نقل کالاها توسط دریا; عمل ارسال یا تحویل کالاها توسط کشتی
v. حمل و نقل یا سفر با کشتی
Word Forms
جمعshippings
صفت یا فعل حال استمراریshipping

عبارات و ترکیب‌ها

shipping cost

هزینه ارسال

shipping address

آدرس حمل و نقل

shipping company

شرکت کشتیرانی

shipping label

برچسب حمل و نقل

shipping method

روش حمل و نقل

international shipping

حمل و نقل بین‌المللی

express shipping

حمل و نقل سریع

shipping industry

صنعت حمل و نقل

shipping market

بازار حمل و نقل

ocean shipping

حمل و نقل اقیانوسی

shipping agency

آژانس حمل و نقل

shipping agent

نماینده حمل و نقل

shipping business

کسب و کار حمل و نقل

free shipping

ارسال رایگان

shipping space

فضای حمل و نقل

shipping document

مدارک حمل و نقل

shipping mark

علامت حمل و نقل

shipping date

تاریخ حمل و نقل

shipping advice

مشورت حمل و نقل

shipping line

خط کشتیرانی

shipping information

اطلاعات حمل و نقل

drop shipping

درپوش حمل و نقل

shipping container

کانتینر حمل و نقل

shipping time

زمان حمل و نقل

جملات نمونه

a base for shipping operations.

یک پایگاه برای عملیات حمل و نقل.

a major shipping line.

یک خط حمل و نقل بزرگ.

all the shipping afloat

تمام کشتی‌های در حال حرکت.

British shipping has decreased.

حمل و نقل دریایی بریتانیا کاهش یافته است.

The shipping department is hopping this week.

بخش حمل و نقل این هفته بسیار پرمشغله است.

the volume of shipping using these ports.

حجم کشتی‌هایی که از این بندرها استفاده می‌کنند.

the Merchant Shipping Act

قانون کشتیرانی بازرگانی

shipping oil in tankers;

حمل نفت در تانکرها;

He is working in a shipping company.

او در یک شرکت حمل و نقل کار می کند.

There’s a shipping charge of £5 added to the price.

هزینه حمل و نقل 5 پوند به قیمت اضافه می شود.

no other shipping company had quite the cachet of Cunard.

هیچ شرکت حمل و نقل دیگری به اندازه شرکت Cunard اعتبار نداشت.

a shipping lane blocked by an ice gorge.

یک مسیر حمل و نقل که توسط یک تنگه یخی مسدود شده است.

the shipping lanes of the South Atlantic.

راه‌های کشتیرانی اقیانوس اطلس جنوبی.

The shipping industry had become a lame duck.

صنعت حمل و نقل به یک اردک لنگ تبدیل شده بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید