bradyarrhythmia

[ایالات متحده]/ˌbradɪəˈrɪðmɪə/
[بریتانیا]/ˌbradɪəˈrɪðmiə/

ترجمه

n. سرعت نابحثهای قلب، معمولاً به عنوان کمتر از 60 ضربان در دقیقه تعریف می‌شود.
شکل‌های واژه

عبارات و ترکیب‌ها

bradyarrhythmia diagnosis

تشخیص آریتمی بردی

bradyarrhythmia treatment

درمان آریتمی بردی

bradyarrhythmia cases

موارد آریتمی بردی

bradyarrhythmia patient

بیمار آریتمی بردی

bradyarrhythmia risk

خطر آریتمی بردی

bradyarrhythmia episode

پیش آمده آریتمی بردی

bradyarrhythmia management

مدیریت آریتمی بردی

bradyarrhythmia symptoms

симptom های آریتمی بردی

bradyarrhythmia study

مطالعه آریتمی بردی

bradyarrhythmia detection

تشخیص آریتمی بردی

جملات نمونه

the cardiologist performed an ecg to diagnose bradyarrhythmia in the patient.

کاردیولوژیست برای تشخیص بروادیاریتمی در بیمار یک الکتروکاردیوگرام انجام داد.

management of bradyarrhythmia often involves pacemaker implantation when symptoms are severe.

درمان بروادیاریتمی اغلب شامل جراحی نصب پکمکر است زمانی که علائم شدید باشد.

bradyarrhythmia can be caused by sinus node dysfunction or av block.

بروادیاریتمی ممکن است به دلیل نقص عملکرد گره سینوس یا مسدود شدن AV باشد.

patients with bradyarrhythmia should avoid certain medications that further slow heart rate.

بیماران مبتلا به بروادیاریتمی باید از داروهایی که باعث کاهش بیشتر نرخ قلب می‌شوند، پرهیز کنند.

in elderly patients, bradyarrhythmia is a common cause of syncope.

در بیماران سالمند، بروادیاریتمی یک علت رایج از افتادگی ناگهانی است.

continuous monitoring with a holter monitor helps detect intermittent bradyarrhythmia episodes.

پایش مداوم با دستگاه هولتر به تشخیص جلسات مقطعی بروادیاریتمی کمک می‌کند.

when evaluating bradyarrhythmia, clinicians assess the underlying etiology and risk factors.

زمانی که بروادیاریتمی را ارزیابی می‌کنند، متخصصان به دنبال علت اساسی و عوامل خطر هستند.

the diagnosis of bradyarrhythmia requires correlation of symptoms with ecg findings.

تشخیص بروادیاریتمی نیاز به هم‌بستگی علائم با یافته‌های الکتروکاردیوگرام دارد.

treatment options for bradyarrhythmia include medication adjustment, lifestyle changes, and device therapy.

گزینه‌های درمانی برای بروادیاریتمی شامل تنظیم دارو، تغییر سبک زندگی و درمان با دستگاه است.

a rapid increase in heart rate can sometimes compensate for underlying bradyarrhythmia.

افزایش سریع نرخ قلب گاهی می‌تواند جبران بروادیاریتمی اساسی را انجام دهد.

postoperative bradyarrhythmia may resolve spontaneously within a few days.

بروادیاریتمی پس از جراحی ممکن است در چند روز به طور خودبه خود برطرف شود.

regular follow‑up is essential for patients with bradyarrhythmia to monitor device function.

برای بیماران مبتلا به بروادیاریتمی، پیگیری منظم برای نظارت بر عملکرد دستگاه ضروری است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید