branching

[ایالات متحده]/'bræntʃɪŋ/
[بریتانیا]/'bræntʃɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. انحراف
adj. انحرافی، شاخه‌ای
Word Forms
صفت یا فعل حال استمراریbranching
جمعbranchings

عبارات و ترکیب‌ها

branching out

در حال گسترش

branching off

انشعاب

branching structure

ساختار انشعابی

party branch

شعبه حزب

branch office

شعبه دفتر

branch company

شرکت شعبه

branch line

خط شعبه

executive branch

شاخه اجرایی

main branch

شاخه اصلی

olive branch

شاخه زیتون

branch and bound

درخت و کران

branch out

منعطف کردن

party branch secretary

منشی شعبه حزب

branch pipe

لوله شعبه

branch network

شبکه شعبه

branch off

منعطف کردن

branch manager

مدیر شعبه

special branch

شعبه ویژه

branch school

شعبه مدرسه

branch bank

شعبه بانک

branch out into

منعطف شدن به

bundle branch

شاخه دسته

overseas branch

شعبه خارجی

جملات نمونه

the company is branching out into Europe.

شرکت در حال گسترش به اروپا است.

His mind kept branching off into the contemplation of silly things.

ذهن او مدام در حال انشعاب و تفکر در مورد مسائل پیش پا افتاده بود.

Branching, septate hyphae are close-packed here and radiating outward in this aspergilloma.

هايفاي شاخه دار و جدا شده در اینجا به هم نزدیک هستند و به صورت شعاعی به بیرون در آسپرژیلوم منتشر می شوند.

growth of some of the axillaries results in first-order branching of the main stem.

رشد برخی از زائده ها منجر به انشعاب مرتبه اول از ساقه اصلی می شود.

The total sedimentation was that rivers were branching and migrating frequently,and the sedimentary structures and fossil of ichnite were growing generally.

در مجموع، رسوبات نشان می داد که رودخانه ها به طور مکرر شاخه شاخه و مهاجرت می کردند و ساختارهای رسوبی و فسیل های ایکنیت به طور کلی در حال رشد بودند.

The branching points of the cladogram may be regarded either as an ancestral species (as in an evolutionary tree) or solely as representing shared characteristics.

نقاط انشعاب کلادودرم می توانند به عنوان یک گونه اجدادی (همانطور که در یک درخت تکاملی) یا صرفاً به عنوان نشان دهنده ویژگی های مشترک در نظر گرفته شوند.

Coconut palm is a monocotyledon plant put its salient features are: non-branching, upright trunk, showing columnar;

نخل نارگیل یک گیاه تک لپه است، ویژگی های برجسته آن عبارتند از: بدون شاخه، تنه عمودی، ستونی.

The dominance rules can be utilized to develop a relationship matrix which allows the branching algorithm to eliminate a high percentage of nonfeasible solutions.

می توان از قوانین تسلط برای توسعه یک ماتریس رابطه استفاده کرد که به الگوریتم شاخه زدن اجازه می دهد تا درصد بالایی از راه حل های غیرممکن را حذف کند.

The characteristic of hyphae are regular width and septation with typical branching in acute angle (about 45 degrees) in PAS stain.

ویژگی قارچ ها عرض منظم و جداسازی با شاخه زدن معمول در زاویه حاد (حدود 45 درجه) در رنگ آمیزی PAS است.

"Hypertext links create a Branching or network structure that permits direct, unmediated jumps to related information."

"لینک های ابرمتن یک ساختار شاخه ای یا شبکه ای ایجاد می کنند که اجازه می دهد پرش مستقیم و غیرواسطه به اطلاعات مرتبط وجود داشته باشد."

Evolution is regarded as a branching process, whereby populations are altered over time and may speciate into separate branches, hybridize together, or terminate by extinction.

تبدیلات به عنوان یک فرآیند شاخه ای در نظر گرفته می شود، به طوری که جمعیت ها در طول زمان تغییر می کنند و ممکن است به شاخه های جداگانه تبدیل شوند، با هم هیبرید شوند یا با انقراض خاتمه یابند.

By means of analyzing sub-sea crevasse channel depositional mechanism, we established 4 depositional models including fading model, branching model, extreme fan model and affluxion model.

با بررسی مکانیسم رسوب کانال های شکسته زیردریایی، 4 مدل رسوبی از جمله مدل محو، مدل شاخه زدن، مدل فن شدید و مدل جریان را ایجاد کردیم.

Novel protein binding compounds of Formula (III): W-X-Y-(Z)n in which Y is a branching moiety, Z represents a polydentate ligand chelating agent that coordinates a metal ion;X is a spacer moiety;

ترکیبات اتصال پروتئین نوآورانه با فرمول (III): W-X-Y-(Z)n که در آن Y یک جزء شاخه ای است، Z نشان دهنده یک عامل اتصال لیگاند چند دندانه است که یک یون فلزی را هماهنگ می کند؛ X یک جزء فاصله دهنده است؛

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید