branchlike structure
ساختار شاخهای
branchlike patterns
الگوهای شاخهای
branchlike growth
رشد شاخهای
branchlike veins
رگهای شاخهای
branchlike rivers
رودخانههای شاخهای
looking branchlike
به نظر شاخهای میرسد
branchlike design
طراحی شاخهای
branchlike form
فرم شاخهای
branchlike appearance
ظاهر شاخهای
branchlike network
شبکه شاخهای
the river's course was branchlike, winding through the valley.
مسیر رودخانه به شکل شاخههای درخت بود و از طریق وادی میگذشت.
her hair fell in branchlike strands around her shoulders.
موی او به شکل شاخههای درختی حول شانههایش پراش میشد.
the coral reef grew in a branchlike pattern across the seabed.
ریف های ماهیگیری به شکل یک الگوی شاخهای در روی زمینه دریا رشد کردند.
the network of trails had a branchlike structure, offering many routes.
شبکه مسیرهای پیادهروی ساختاری به شکل شاخههای درخت داشت و مسیرهای زیادی ارائه میداد.
the company's organizational chart showed a branchlike hierarchy.
نقشه سازمانی شرکت سلسله مراتبی به شکل شاخههای درخت را نشان میداد.
the roots of the tree spread out in a branchlike fashion.
ریشههای درخت به شکل شاخههای درختی پراش کردند.
the lightning bolt followed a branchlike path through the sky.
ضربالاعصار به مسیری به شکل شاخههای درخت در آسمان پیش میرفت.
the veins in the leaf had a distinct branchlike appearance.
عروق برگ به نظر میرسد که به شکل شاخههای درختی هستند.
the city's subway system developed in a branchlike manner.
سیستم مترو شهر به شکل شاخههای درختی توسعه یافت.
the data visualization used a branchlike diagram to represent connections.
تصویرسازی دادهها از یک نمودار به شکل شاخههای درخت برای نشان دادن ارتباطات استفاده کرد.
the branching pattern of the frost on the window was branchlike and intricate.
الگوی شاخهای یخ روی پنجره پیچیده و شاخهای بود.
branchlike structure
ساختار شاخهای
branchlike patterns
الگوهای شاخهای
branchlike growth
رشد شاخهای
branchlike veins
رگهای شاخهای
branchlike rivers
رودخانههای شاخهای
looking branchlike
به نظر شاخهای میرسد
branchlike design
طراحی شاخهای
branchlike form
فرم شاخهای
branchlike appearance
ظاهر شاخهای
branchlike network
شبکه شاخهای
the river's course was branchlike, winding through the valley.
مسیر رودخانه به شکل شاخههای درخت بود و از طریق وادی میگذشت.
her hair fell in branchlike strands around her shoulders.
موی او به شکل شاخههای درختی حول شانههایش پراش میشد.
the coral reef grew in a branchlike pattern across the seabed.
ریف های ماهیگیری به شکل یک الگوی شاخهای در روی زمینه دریا رشد کردند.
the network of trails had a branchlike structure, offering many routes.
شبکه مسیرهای پیادهروی ساختاری به شکل شاخههای درخت داشت و مسیرهای زیادی ارائه میداد.
the company's organizational chart showed a branchlike hierarchy.
نقشه سازمانی شرکت سلسله مراتبی به شکل شاخههای درخت را نشان میداد.
the roots of the tree spread out in a branchlike fashion.
ریشههای درخت به شکل شاخههای درختی پراش کردند.
the lightning bolt followed a branchlike path through the sky.
ضربالاعصار به مسیری به شکل شاخههای درخت در آسمان پیش میرفت.
the veins in the leaf had a distinct branchlike appearance.
عروق برگ به نظر میرسد که به شکل شاخههای درختی هستند.
the city's subway system developed in a branchlike manner.
سیستم مترو شهر به شکل شاخههای درختی توسعه یافت.
the data visualization used a branchlike diagram to represent connections.
تصویرسازی دادهها از یک نمودار به شکل شاخههای درخت برای نشان دادن ارتباطات استفاده کرد.
the branching pattern of the frost on the window was branchlike and intricate.
الگوی شاخهای یخ روی پنجره پیچیده و شاخهای بود.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید