bifurcated

[ایالات متحده]/bɪˈfɜːr.keɪtɪd/
[بریتانیا]/ˌbɪfərˈkeɪtɪd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

vبه دو شاخه یا قسمت تقسیم کردن; انشعاب یافتن
adjبه دو شاخه یا قسمت تقسیم شده; انشعاب یافته

عبارات و ترکیب‌ها

bifurcated problem

مسئله مشبک

bifurcated road

جاده مشبک

bifurcated decision

تصمیم مشبک

bifurcated development

توسعه مشبک

bifurcated path

مسیر مشبک

bifurcated analysis

تجزیه و تحلیل مشبک

bifurcated discussion

بحث مشبک

bifurcated outcomes

نتایج مشبک

bifurcated system

سیستم مشبک

جملات نمونه

the road bifurcated into two paths.

جاده به دو مسیر منشعب شد.

her career bifurcated between art and science.

مسیر شغلی او بین هنر و علم منشعب شد.

the river bifurcated near the old bridge.

رودخانه در نزدیکی پل قدیمی منشعب شد.

the discussion bifurcated into two main topics.

بحث به دو موضوع اصلی منشعب شد.

his interests bifurcated as he grew older.

علایق او با بزرگتر شدن، منشعب شدند.

the project bifurcated into several smaller tasks.

پروژه به چندین کار کوچکتر تقسیم شد.

the tree bifurcated, creating a unique shape.

درخت منشعب شد و شکل منحصر به فردی ایجاد کرد.

her thoughts bifurcated between fear and hope.

افکار او بین ترس و امید منشعب شدند.

the path bifurcated, leading to different destinations.

مسیر منشعب شد و به مقاصد مختلفی منتهی شد.

the debate bifurcated into two opposing views.

بحث به دو دیدگاه متضاد منشعب شد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید