breakup

[ایالات متحده]/'breɪkʌp/
[بریتانیا]/'brek'ʌp/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. فروپاشی; تقسیم; تجزیه; اجزای به دست آمده از تقطیر; توقف.
Word Forms
جمعbreakups

جملات نمونه

The Thirty Year’s War nearly caused the breakup of the empire.

جنگ سی ساله تقریباً باعث فروپاشی امپراتوری شد.

In any case,she had no doubts about the breakup with Todd.

در هر صورت، او هیچ تردیدی در مورد جدایی از تاد نداشت.

A local news report about a prenup and marriage breakup would make a fine satiric tale.

گزارش محلی اخبار در مورد توافق‌نامه ازدواج و جدایی از ازدواج، یک داستان طنز خوب می‌سازد.

Both parties seemed to have a rather clinical view of the breakup of their marriage.

به نظر می‌رسد هر دو طرف دیدگاهی بسیار بالینی نسبت به جدایی از ازدواج خود داشتند.

Flexibility of labour was obtained through the breakup of old trade union structures.

انعطاف‌پذیری نیروی کار از طریق فروپاشی ساختارهای قدیمی اتحادیه کارگری به دست آمد.

to go through a breakup

برای گذراندن یک جدایی

to initiate a breakup

برای شروع یک جدایی

to deal with a breakup

برای مقابله با یک جدایی

to recover from a breakup

برای بهبودی از یک جدایی

to avoid a breakup

برای جلوگیری از یک جدایی

to mend a breakup

برای ترمیم یک جدایی

to announce a breakup

برای اعلام یک جدایی

to discuss a breakup

برای بحث در مورد یک جدایی

to experience a breakup

برای تجربه یک جدایی

to cope with a breakup

برای کنار آمدن با یک جدایی

نمونه‌های واقعی

First to international event we're explaining today concerns a breakup.

اولین رویدادی که امروز در مورد آن توضیح می‌دهیم، مربوط به یک جدایی است.

منبع: CNN 10 Student English September 2018 Collection

Claire, you can't blame yourself for your daughter's breakup.

کلر، شما نمی‌توانید خودتان را به خاطر جدایی دخترتان مقصر بدانید.

منبع: G G Gyypsy

That, for all I knew, could last forever. That is a breakup.

آنچه من می‌دانستم، می‌توانست برای همیشه طول بکشد. آن یک جدایی است.

منبع: Friends Season 3

It's not just sickness that hits men harder, it's also breakups.

فقط بیماری نیست که سخت‌تر به مردان می‌خورد، بلکه جدایی‌ها نیز هستند.

منبع: Healthy little secrets

Wouldn't you just skip the breakup and get right to the killing?

آیا جدایی را نادیده نمی‌گیرید و مستقیماً به قتل نمی‌رسید؟

منبع: Desperate Housewives (Audio Version) Season 6

I don't understand. The original piece of gossip indicated an impending breakup.

من نمی‌فهمم. خبرهای اولیه حاکی از یک جدایی قریب الوقوع بود.

منبع: The Big Bang Theory Season 4

I know it was a very traumatic breakup for her, but I'm nervous.

می‌دانم که جدایی برای او بسیار آسیب‌زا بود، اما من مضطربم.

منبع: G G Gyypsy

I've had a couple breakups and this is the song that got me through.

چند جدایی داشتم و این آهنگ به من کمک کرد تا از آن‌ها عبور کنم.

منبع: The private playlist of a celebrity.

She was also enduring the breakup of her parents' marriage, which made her vulnerable.

او همچنین در حال تحمل جدایی والدینش بود که باعث آسیب‌پذیری او شد.

منبع: Steve Jobs Biography

I am. Yeah, Penny pointed out that what I'm going through is essentially a breakup.

من هستم. بله، پنی اشاره کرد که آنچه من تجربه می‌کنم اساساً یک جدایی است.

منبع: The Big Bang Theory Season 7

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید