breamed

[ایالات متحده]/briːmd/
[بریتانیا]/brimid/

ترجمه

v برای تمیز کردن کف یک قایق با حرارت دادن و خراشیدن آن
n ماهی بریم اروپایی (نوعی ماهی آب شیرین)؛ بریم (نوعی کپور)؛ بریم (نام شخص)

عبارات و ترکیب‌ها

breamed red

قرمزی رنگ

breamed with rage

خشمگین

breamed eyes

چشم‌های برجسته

جملات نمونه

he breamed the fish before cooking it.

او ماهی را قبل از پختن، تمیز کرد.

they breamed the pond to improve the fish population.

آنها حوض را برای بهبود جمعیت ماهی، تمیز کردند.

she learned how to bream the catch properly.

او یاد گرفت که چگونه صید را به درستی تمیز کند.

we breamed the lake to enhance the ecosystem.

ما دریاچه را برای بهبود اکوسیستم، تمیز کردیم.

the fisherman breamed his net after a long day.

ماهیگیر بعد از یک روز طولانی تور خود را تمیز کرد.

he was taught to bream the fish right after catching it.

به او یاد داده شد که ماهی را بلافاصله پس از گرفتن آن تمیز کند.

after breaming, the fish tasted much fresher.

پس از تمیز کردن، ماهی بسیار تازه‌تر بود.

they decided to bream the river to restore its health.

آنها تصمیم گرفتند رودخانه را برای بازگرداندن سلامت آن تمیز کنند.

he always breamed the fish with care.

او همیشه ماهی را با دقت تمیز می کرد.

understanding how to bream is essential for anglers.

درک نحوه تمیز کردن برای ماهیگیران ضروری است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید