bridegroom

[ایالات متحده]/ˈbraɪdɡruːm/
[بریتانیا]/ˈbraɪdɡruːm/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. داماد که عروس را همراهی می‌کند، شریک مرد عروس در یک مراسم عروسی، که به طور سنتی در لباس عروسی لباس پوشیده است
Word Forms

جملات نمونه

The people went up to the bridegroom and the bride to bless them.

مردم به سمت داماد و عروس رفتند تا آنها را خوشبخت کنند.

The bride and bridegroom received their guests in the great hall.

عروس و داماد مهمانان خود را در تالار بزرگ پذیرایی کردند.

The bridegroom bride be an intrigant and an "immoral woman unexpectedly"!

داماد باید یک فریبکار و یک "زن غیراخلاقی غیرمنتظره" باشد!

The bridegroom asked the guests to stand and then toasted the bridesmaids.

داماد از مهمانان خواست که بایستند و سپس به دختران ساقدوش مژده گفت.

The bridegroom ended his speech by proposing a toast to the hosts.

داماد سخنرانی خود را با پیشنهاد مژده‌ای به میزبانان به پایان رساند.

the bridegroom's bachelor party

جشن نامزدی داماد

the bridegroom's wedding ring

نعل داماد

the bridegroom's best man

بهترین مرد داماد

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید