future husband-to-be
سرهای مأمور
meeting husband-to-be
ملاقات سرهای مأمور
husband-to-be's ring
نقره سرهای مأمور
introducing husband-to-be
معرفی سرهای مأمور
husband-to-be proposal
پیشنهاد سرهای مأمور
husband-to-be gifts
هدایای سرهای مأمور
husband-to-be's family
خانواده سرهای مأمور
planning husband-to-be
برنامه ریزی سرهای مأمور
husband-to-be weekend
رفری سرهای مأمور
i'm so excited to start planning our future with my husband-to-be.
من واقعاً خوشحال شدم که با پروردگار آیندهام شروع به برنامهریزی آیندهام کنم.
our husband-to-be is incredibly thoughtful and always knows what to say.
پروردگار آیندهمان بسیار فکری و همیشه میداند چه چیزی باید بگوید.
she couldn't stop smiling about her husband-to-be and the upcoming wedding.
او نمیتوانست به دلیل پروردگار آیندهاش و ازدواج آیندهاش خندیدن را متوقف کند.
we're looking forward to welcoming our husband-to-be into the family.
ما منتظر این هستیم که پروردگار آیندهمان را به خانواده خوش آمد گوییم.
the husband-to-be helped set up the venue for the engagement party.
پروردگار آینده کمک کرد تا محل جشن اعلام نامهاش را آماده کنند.
she showed her husband-to-be photos of their dream house.
او عکسهای خانه رویایی آنها را به پروردگار آیندهاش نشان داد.
he proposed to her, and now he's the husband-to-be of my best friend.
او به او پیشنهاد ازدواج داد و حالا او پروردگار آینده دوست بهتر من است.
the husband-to-be is a talented musician and plays the guitar beautifully.
پروردگار آینده یک موسیقیدان ماهر است و زیبا به گیتار میخواند.
we're buying a ring for our husband-to-be as a surprise.
ما یک گردنبند برای پروردگار آیندهمان خریداری میکنیم به عنوان یک شوک.
the husband-to-be is nervous but excited about the wedding day.
پروردگار آینده نگران است اما درباره روز ازدواجش خوشحال است.
she adores her husband-to-be and their playful banter.
او از پروردگار آیندهاش و گفتگوهای بازیگوش آنها خوشش میآید.
we're planning a bachelor party for our soon-to-be husband.
ما یک جشن اعزام برای پروردگار آیندهمان در حال برنامهریزی هستیم.
future husband-to-be
سرهای مأمور
meeting husband-to-be
ملاقات سرهای مأمور
husband-to-be's ring
نقره سرهای مأمور
introducing husband-to-be
معرفی سرهای مأمور
husband-to-be proposal
پیشنهاد سرهای مأمور
husband-to-be gifts
هدایای سرهای مأمور
husband-to-be's family
خانواده سرهای مأمور
planning husband-to-be
برنامه ریزی سرهای مأمور
husband-to-be weekend
رفری سرهای مأمور
i'm so excited to start planning our future with my husband-to-be.
من واقعاً خوشحال شدم که با پروردگار آیندهام شروع به برنامهریزی آیندهام کنم.
our husband-to-be is incredibly thoughtful and always knows what to say.
پروردگار آیندهمان بسیار فکری و همیشه میداند چه چیزی باید بگوید.
she couldn't stop smiling about her husband-to-be and the upcoming wedding.
او نمیتوانست به دلیل پروردگار آیندهاش و ازدواج آیندهاش خندیدن را متوقف کند.
we're looking forward to welcoming our husband-to-be into the family.
ما منتظر این هستیم که پروردگار آیندهمان را به خانواده خوش آمد گوییم.
the husband-to-be helped set up the venue for the engagement party.
پروردگار آینده کمک کرد تا محل جشن اعلام نامهاش را آماده کنند.
she showed her husband-to-be photos of their dream house.
او عکسهای خانه رویایی آنها را به پروردگار آیندهاش نشان داد.
he proposed to her, and now he's the husband-to-be of my best friend.
او به او پیشنهاد ازدواج داد و حالا او پروردگار آینده دوست بهتر من است.
the husband-to-be is a talented musician and plays the guitar beautifully.
پروردگار آینده یک موسیقیدان ماهر است و زیبا به گیتار میخواند.
we're buying a ring for our husband-to-be as a surprise.
ما یک گردنبند برای پروردگار آیندهمان خریداری میکنیم به عنوان یک شوک.
the husband-to-be is nervous but excited about the wedding day.
پروردگار آینده نگران است اما درباره روز ازدواجش خوشحال است.
she adores her husband-to-be and their playful banter.
او از پروردگار آیندهاش و گفتگوهای بازیگوش آنها خوشش میآید.
we're planning a bachelor party for our soon-to-be husband.
ما یک جشن اعزام برای پروردگار آیندهمان در حال برنامهریزی هستیم.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید