briefing

[ایالات متحده]/ˈbriːfɪŋ/
[بریتانیا]/ˈbriːfɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک خلاصه یا طرح کلی مختصر؛
v. ارائه یک خلاصه یا مرور کوتاه
Word Forms
جمعbriefings
صفت یا فعل حال استمراریbriefing

عبارات و ترکیب‌ها

give a briefing

ارائه گزارش

news briefing

گزارش خبری

press briefing

گزارش خبری کنفرانس مطبوعاتی

briefing session

جلسه ارایه گزارش

جملات نمونه

a media briefing in the House of Commons.

یک نشست خبری در تالار مشورتگان

today's briefing of Nato allies.

نشست امروز متحدان ناتو

a briefing that gave us a fix on the current situation.

نشستی که به ما درک روشنی از وضعیت فعلی داد

Do what the briefing calls for.

انجام کاری که در نشست گفته شده است

The government spokesman gave a quick briefing to the reporters.

سخنگوی دولت به طور خلاصه برای گزارشگران توضیحاتی داد.

All staff will be given a full briefing tomorrow.

فردا به همه کارکنان به طور کامل توضیح داده خواهد شد.

this briefing explains the systems, products, and standards.

این نشست درباره سیستم ها، محصولات و استانداردها توضیح می دهد.

New briefing for the source,ingredient,abuliding in iron and steel industry of the filter cake of desiliconization and its feasibility analysis.

اطلاعیه جدید برای منبع، مواد اولیه، ساخت و ساز در صنعت آهن و فولاد در مورد کیک فیلتر حذف سیلیس و تحلیل امکان سنجی آن.

The briefing covers quality of the shell pierced by the three-high piercing mill, thespecific rolling failures and countermeasures thereagainst.

این نشست درباره کیفیت پوسته ای که توسط کارخانه سوراخکاری سه گوشار سوراخ شده است، خرابی های خاص نورد و اقدامات متقابل در برابر آنها توضیح می دهد.

After all the briefing sessions at head office,our sales team is at concert pitch.

پس از تمام جلسات توجیهی در دفتر مرکزی، تیم فروش ما در بالاترین سطح قرار دارد.

نمونه‌های واقعی

Good morning and welcome to our 10 briefing.

صبح بخیر و خوش آمدید به خلاصه خبری شماره 10 ما.

منبع: The History Channel documentary "Cosmos"

The most cited reason for ignoring the briefing?

متداول ترین دلیل برای نادیده گرفتن خلاصه خبری چیست؟

منبع: Perspective Encyclopedia of Technology

Otherwise this would be a really quick briefing.

در غیر این صورت این یک خلاصه خبری بسیار سریع خواهد بود.

منبع: Financial Times

I saw that in this morning's briefing.

من آن را در خلاصه خبری امروز صبح دیدم.

منبع: The Martian Original Soundtrack

The BBC team left the briefing.

تیم بی‌بی‌سی جلسه خبری را ترک کرد.

منبع: BBC Listening Compilation June 2021

See how he likes NASA briefings.

ببینید او از جلسات خبری ناسا خوشش می آید.

منبع: House of Cards 2013 Season 5

You'll give him a thorough briefing, won't you?

شما یک جلسه خبری کامل به او خواهید داد، مگه نه؟

منبع: Yes, Minister Season 3

The minister gave a briefing to the president on this policy.

وزیر در مورد این سیاست یک جلسه خبری برای رئیس جمهور برگزار کرد.

منبع: Lai Shixiong Basic English Vocabulary 2000

They usually refuse to comment, whereas today they were briefing journalists.

آنها معمولاً از اظهار نظر خودداری می کنند، در حالی که امروز آنها در حال برگزاری جلسه خبری برای روزنامه نگاران بودند.

منبع: NPR News February 2018 Compilation

One woman left the news briefing asking where's the proof.

یک زن جلسه خبری را ترک کرد و از کجا می توانیم مدرک را پیدا کنیم.

منبع: CNN Listening March 2014 Compilation

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید