briefings

[ایالات متحده]/ˈbriːfɪŋz/
[بریتانیا]/ˈbrɪfɪŋz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. جلسات یا ارائه‌ها برای ارائه اطلاعات در مورد یک موضوع خاص.; یک خلاصه کوتاه از اطلاعات.

عبارات و ترکیب‌ها

give briefings

ارائه خلاصه

attend briefings

حضور در جلسات توجیهی

daily briefings

جلسات توجیهی روزانه

weekly briefings

جلسات توجیهی هفتگی

project briefings

جلسات توجیهی پروژه

security briefings

جلسات توجیهی امنیتی

status briefings

جلسات توجیهی وضعیت

formal briefings

جلسات توجیهی رسمی

informal briefings

جلسات توجیهی غیررسمی

جملات نمونه

we will have daily briefings at 9 am.

ما جلسات توجیهی روزانه ساعت 9 صبح خواهیم داشت.

the briefings covered the latest project updates.

جلسات توجیهی آخرین به‌روزرسانی‌های پروژه را پوشش دادند.

she prepared a presentation for the briefings.

او یک ارائه برای جلسات توجیهی آماده کرد.

our team holds weekly briefings to discuss progress.

تیم ما جلسات توجیهی هفتگی برای بحث در مورد پیشرفت برگزار می‌کند.

the briefings were informative and well-organized.

جلسات توجیهی آموزنده و به خوبی سازماندهی شده بودند.

he was responsible for leading the briefings.

او مسئولیت هدایت جلسات توجیهی را بر عهده داشت.

participants found the briefings to be very helpful.

شرکت‌کنندگان جلسات توجیهی را بسیار مفید یافتند.

they scheduled additional briefings to address concerns.

آنها جلسات توجیهی اضافی برای رسیدگی به نگرانی‌ها برنامه‌ریزی کردند.

briefings will be held in the main conference room.

جلسات توجیهی در سالن کنفرانس اصلی برگزار خواهد شد.

we need to summarize the key points from the briefings.

ما باید نکات کلیدی از جلسات توجیهی را خلاصه کنیم.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید