delays

[ایالات متحده]/dɪˈleɪz/
[بریتانیا]/dɪˈleɪz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. (باعث می‌شود) به تعویق انداختن یا دیر کردن؛ به زمان بعدی موکول کردن؛ باعث دیر شدن شدن؛ کند کردن

عبارات و ترکیب‌ها

flight delays

تاخیر در پرواز

traffic delays

تاخیر ترافیکی

service delays

تاخیر در خدمات

project delays

تاخیر در پروژه

shipment delays

تاخیر در ارسال

meeting delays

تاخیر در جلسه

payment delays

تاخیر در پرداخت

response delays

تاخیر در پاسخ

arrival delays

تاخیر در رسیدن

processing delays

تاخیر در پردازش

جملات نمونه

delays can cause frustration for travelers.

تأخیرها می‌توانند باعث ناراحتی برای مسافران شوند.

there were significant delays in the delivery of the package.

تأخیرهای قابل توجهی در تحویل بسته وجود داشت.

public transport often experiences delays during rush hour.

حمل و نقل عمومی اغلب در ساعات شلوغی با تاخیر مواجه می‌شود.

we need to address the delays in the project timeline.

ما باید به تاخیرها در جدول زمانی پروژه رسیدگی کنیم.

weather conditions can lead to unexpected delays.

شرایط آب و هوایی می تواند منجر به تاخیرهای غیرمنتظره شود.

technical issues are causing delays in the system upgrade.

مشکلات فنی باعث تاخیر در ارتقاء سیستم شده است.

delays in processing applications can frustrate candidates.

تاخیر در پردازش درخواست‌ها می‌تواند باعث ناراحتی متقاضیان شود.

we apologize for the delays in customer service response.

ما برای تاخیر در پاسخگویی خدمات مشتریان عذرخواهی می‌کنیم.

delays in construction can increase project costs.

تاخیر در ساخت و ساز می‌تواند هزینه‌های پروژه را افزایش دهد.

the airline announced delays due to technical difficulties.

شرکت هواپیمایی به دلیل مشکلات فنی از تاخیرها خبر داد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید