bristles

[ایالات متحده]/[ˈbrɪstəls]/
[بریتانیا]/[ˈbrɪstəlz]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. موهای کوتاه، سفت و سخت یا تیغ‌های روی حیوان یا گیاه، یا روی یک شیء؛ یک برس با برس‌ها
v. به حالت ایستاده درآوردن یا پوشیده شدن از برس؛ نشان دادن یا ابراز احساسات خشم یا نافرمانی

عبارات و ترکیب‌ها

bristles with anger

خشمگین

new bristles

برس‌های جدید

soft bristles

برس‌های نرم

bristle brush

برس برس‌دار

bristles fell

برس‌ها افتادند

bristles stand

برس‌ها ایستاده‌اند

bristles clean

برس‌ها تمیز می‌کنند

bristled fiercely

با خشم برخواست

جملات نمونه

the toothbrush had soft, blue bristles.

مسواک دارای برس‌های نرم و آبی بود.

he scrubbed the pan with stiff bristles.

او قابلمه را با برس‌های سفت و سخت تمیز کرد.

the artist used a brush with fine bristles.

هنرمند از یک قلم مو با برس‌های ظریف استفاده کرد.

the broom's bristles swept up the leaves.

برس‌ها برگ‌ها را جمع کردند.

she bought a new grill brush with stainless steel bristles.

او یک برس گریل جدید با برس‌های فولادی ضد زنگ خرید.

the paint applicator had dense bristles for even coverage.

اپلیکاتور رنگ دارای برس‌های متراکم برای پوشش یکنواخت بود.

he replaced the worn bristles on his paintbrush.

او برس‌های فرسوده قلم موی خود را تعویض کرد.

the cleaning brush had durable nylon bristles.

برس تمیز کننده دارای برس‌های نایلون بادوام بود.

the horse's muzzle had thick, sensitive bristles.

پوزه اسب دارای برس‌های ضخیم و حساس بود.

she cleaned the grout with a brush featuring angled bristles.

او درزها را با برس دارای برس‌های زاویه دار تمیز کرد.

the artist preferred brushes with natural hog bristles.

هنرمند ترجیح می‌داد از برس‌هایی با برس‌های خوک طبیعی استفاده کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید