brochette

[ایالات متحده]/brəˈʃɛt/
[بریتانیا]/bruh-ˈʃet/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. سیخ کباب گوشت، ماهی یا سبزیجات؛ سیخ کوچک غذاهای کبابی.
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

brochette skewer

串 کباب

brochette grill

باربکیو

brochette order

سفارش کباب

brochette taste

طعم کباب

brochette party

جشن کباب

جملات نمونه

we enjoyed a delicious chicken brochette at the restaurant.

ما از یک کباب مرغ خوشمزه در رستوران لذت بردیم.

she skewered vegetables for the brochette at the barbecue.

او سبزیجات را برای کباب در باربکیو سیخ کرد.

the chef prepared a seafood brochette with garlic sauce.

سرآشپز یک کباب دریایی با سس سیر آماده کرد.

we had a variety of brochettes for our dinner party.

ما برای مهمانی شام خود انواع کباب داشتیم.

brochette is a popular dish in mediterranean cuisine.

کباب یک غذای محبوب در آشپزی مدیترانه ای است.

they served lamb brochette with a side of couscous.

آنها کباب گوشت بره را با یک طرفه کوس کوس سرو کردند.

we grilled beef brochette on the outdoor barbecue.

ما کباب گوشت را روی باربکیوی فضای باز گریل کردیم.

for a quick meal, you can make chicken brochette in minutes.

برای یک وعده غذایی سریع، می توانید کباب مرغ را در چند دقیقه درست کنید.

he marinated the meat before making the brochettes.

او گوشت را قبل از درست کردن کباب ها مزه دار کرد.

brochette is often served with a fresh salad.

کباب اغلب با یک سالاد تازه سرو می شود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید