skewer

[ایالات متحده]/'skjuːə/
[بریتانیا]/'skjʊɚ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک تکه بلند از فلز یا چوب که برای نگه داشتن تکه‌های غذا به هم برای پختن روی آتش استفاده می‌شود؛ میله‌ای برای نگه داشتن تکه‌های گوشت به هم برای کباب کردن
vt. با یا به گونه‌ای که با سیخ باشد، سوراخ کردن یا چاقو زدن؛ با سیخ محکم کردن یا ایمن کردن
Word Forms
صفت یا فعل حال استمراریskewering
جمعskewers
زمان گذشتهskewered
قسمت سوم فعلskewered
شکل سوم شخص مفردskews

عبارات و ترکیب‌ها

meat skewer

سیخ گوشت

vegetable skewer

سیخ سبزیجات

grilled skewer

سیخ گریل شده

chicken skewer

سیخ مرغ

جملات نمونه

I used a skewer to make an extra hole in my belt.

من از سیخ برای ایجاد یک سوراخ اضافی در کمربندم استفاده کردم.

She grilled some vegetables on a skewer.

او سبزیجات را روی سیخ گریل کرد.

They enjoyed delicious chicken skewers at the barbecue.

آنها از سیخ های مرغ خوشمزه در باربکیو لذت بردند.

He skewered the pieces of meat before grilling them.

او تکه های گوشت را قبل از گریل کردن سیخ کرد.

The chef used a metal skewer to roast the marshmallows.

سرآشپز از یک سیخ فلزی برای برشته کردن مارشمالو استفاده کرد.

We ordered a variety of skewers at the street food stall.

ما انواع سیخ را در غرفه غذاهای خیابانی سفارش دادیم.

She carefully threaded the shrimp onto the skewer.

او با دقت میگوها را روی سیخ کشید.

The skewered meat was seasoned with herbs and spices.

گوشت سیخ شده با گیاهان و ادویه جات مزه دار شد.

He grilled the skewers over an open flame.

او سیخ ها را روی شعله باز گریل کرد.

The skewer was loaded with chunks of juicy pineapple.

سیخ پر از تکه های آناناس آبدار بود.

They served skewers of grilled tofu at the vegetarian buffet.

آنها سیخ های توفو گریل شده را در بوفه گیاهخواری سرو کردند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید